کدام ایده‌های استارتاپی برای راه‌اندازی به جذب سرمایه نیاز دارند؟

قسمت اول و دوم مقدمه‌ای بر سرمایه‌گذاری در استارتاپ‌ها

0

جواب: خیر! گاهی ممکن است که استارتاپ شما به خودی خود بتواند در روند توسعه، هزینه‌های لازم برای گسترش و رشد فراهم کند، پس لزومی به جذب سرمایه‌گذار برای ایده استارتاپی و حضور سرمایه‌گذار از هر نوعی در آن وجود ندارد. پس سوال اصلی این است که آیا من و استارتاپ کوچکم‌ واقعا به حضور سرمایه‌گذار و حل مشکلات همراه آن نیاز دارم؟! خب؛ لازم است فکر کنید و حسابی هم فکر کنید.

هیچ نسخه کلی برای جذب سرمایه‌گذار برای ایده استارتاپ شما وجود ندارد!

در دنیای بیزینس و سرمایه‌گذاری و استارتاپ‌ها، در حقیقت در دنیایی که ما زندگی می‌کنیم به جز یک سری مسائل علمی، تقریبا هیچ فرمول قطعی دیگری وجود ندارد. هیچ تضمینی نیست که فرمول‌های فلان کتاب و راهکارهای بهمان سخنرانی تد قطعا برای شما کار کند. در عین حال تقریبا با قطعیت صد‌در‌صد باید گفت تمام راهکارها و فرمول‌ها برای هر سازمانی نیاز به شخصی‌سازی دارند.

از کجا بفهمیم استارتاپ ما به سرمایه‌گذار نیاز دارد؟

یعنی با توجه به اندازه سازمان، اندازه و نوع بازار و محصول، مخاطبان و مشتریان، رسانه‌ها، رقبا و ده‌ها پارامتر دیگر‌ و در عین با توجه به تصویر بزرگ Big Picture پیش رو از حالت ایده‌آل و حالت بهینه محصول و کسب‌و‌کار، شما باید به فرمول شخصی‌سازی‌شده‌ای برای جذب سرمایه و تزریق منابع مالی و غیرمالی برسید. در غیر این صورت اگر از روی دست دیگران می‌خواهید کپی کنید، احتمالا همین الان شما یک شکست‌خورده خواهید بود.

این شخصی‌سازی نیز از شناخت کامل شما از ایده، استارتاپ و فرهنگ سازمانی شما می‌آید. اگر ندانید از کجا آمده‌اید، چه کاری را چگونه می‌خواهید انجام دهید و ایده‌آل‌هایتان چیست، قطعا نه می‌توانید به‌خوبی آن را پرزنت کنید و نه می‌توانید انتظارهای دیگران را نسبت به خود بسنجید و عکس‌العمل مناسب نشان دهید. تقریبا در فرآیند رشد یک استارتاپ، همانند یک انسان رو به بلوغ، آنچه مهم است، شناخت از خود و اطراف است. هر چه شناخت بهتری داشته باشید، می‌توانید بهتر و درست‌تر کنش و واکنش داشته باشید و بیشتر و بهتر به سو‌ی اهداف خود حرکت کنید.

سرمایه‌گذار ایده استارتاپی شما لازم است چه ویژگی‌هایی داشته باشد؟

نکته‌ای که کمتر کسی در جذب سرمایه‌گذار به آن دقت می‌کند، این است که آیا این فرد/مجموعه که در حال سرازیر‌کردن منابع مالی به استارتاپ ماست، با شخصیت و فرهنگ سازمانی و برند ما سازگار است؟ یا قرار است که همه چرخ‌ها را از نو اختراع کند؟ آیا می‌تواند با ساعت کاری شناور و دورکاری پرسنل کنار بیاید یا به ساعت حضور و غیاب و برنامه‌ریزی سفت و سخت معتقد است؟ آیا روابط دوستانه تیمی برایش مهم است یا سلسه مراتب سفت و سخت اداری؟

این نکته‌های ریز و بسیاری چیزهای دیگر، ضامن موفقیت شما در زنده نگاه‌داشتن، گسترش و بزرگ‌شدن کسب‌وکار، استارتاپ و ایده شماست. پس لطفا همراه با موج ایجاد‌شده برای جذب سرمایه یا کلمات قلنبه‌سلنبه کتاب‌ها و سخنرانی‌ها، خیلی زود جوگیر نشوید و دست به دامن هر سازمانی و حامی نشوید که برای ایده شما پول خرج کند.

همانطور که هیچ گربه‌ای برای رضای خدا موش نمی‌گیرد، هیچ سرمایه‌گذاری نیز برای خوشامد شما هزینه‌های هنگفت شما را قبول نمی‌کند. سرمایه‌گذار انتظار بازگشت مالی یا اعتباری از این فعالیت را دارد و در صورت عدم برگشت مناسب، قطعا به زمین سفت خواهید خورد.

نکات مهمی که قبل از جذب سرمایه‌گذار باید به آن توجه کنید:

این را در نظر داشته باشید که شما از نظر تجربه، توان بیزینسی، دانش و پشتوانه افراد مجرب مانند وکلا و مشاوران، همواره از سرمایه‌گذار عقب‌تر هستید. پس لطفا قبل از هر اقدامی برای جذب سرمایه‌گذار برای ایده استارتاپ خود، خوب فکر کنید، دو دو‌تا چهارتا کنید و با مربی، متخصص و افراد موفق و شکست خورده این حوزه صحبت کنید.

اگر هم در این فکر هستید که «حالا یه کاری‌اش می‌کنیم» یا «یه پولی می‌گیریم بعدا یه محصولی بهشون تحویل میدیم» تبریک می‌گویم. شما از الان به فهرست طویل کارآفرینان شکست‌خورده پیوسته‌اید، بی‌آنکه روحتان هنوز خبر داشته باشد. اگر بعد از همه دور‌زدن‌ها و محاسبه‌ها و مشورت‌ها، باز هم فکر می‌کنید که نیاز به جذب سرمایه دارید، تازه قدم‌های اول شروع می‌شود که در هفته‌های بعد به آن خواهیم پرداخت.

اما پیش از هر کاری، یک فرجه و تنفس بدهید، با تیم خود مشورت کنید. از باتجربه‌های صنف خود نظر بخواهید. سرگذشت همکاران را بررسی کنید. رزومه سرمایه‌گذاران احتمالی و بزرگ‌های این بازار را بررسی کنید و با فضای فکری آنها آشنا شوید تا دورنمایی از بازار و وضع اقتصادی کشور و جهان در نظر بگیرید. به حالت‌های مختلف آینده کسب‌و‌کار فکر کنید. اگر موفق شوم چه می‌شود؟ اگر شکست بخورم چی؟ آیا حاضرم تعهدات سنگین  مالی و اخلاقی بدهم؟ راه‌ها و گزینه‌های مختلف را روی تخته بنویسید و در مورد نتیجه احتمالی هر کدام فکر کنید.

جمع‌بندی درباره جذب سرمایه‌گذار برای ایده

در نهایت، بعد از همه این‌ها‌ و بعد از همه تردیدها، اگر بازهم به این نتیجه رسیدید که نیاز به جذب سرمایه‌گذار برای ایده استارتاپی خود دارید، من به شما تبریک می‌گویم. شما اکنون ته یک چاه هستید که باید تلاش کنید خود و تیم و ایده و کسب‌و‌کار را به دندان گرفته و به سوی روشنایی حرکت کنید.

ممکن است طناب‌هایی برای شما از بیرون آویزان شده باشد. اما اینکه کدام را بگیرید و کدام راه رها کنید، نیاز به بررسی دقیق دارد. ممکن است طناب خوش‌رنگ اما پوسیده‌ای انتخاب کردید و بعد از چند پله‌، همه با هم سقوط کردید و دیگر نتوانستید بلند شوید. پس برای بار چندم لطفا به هوش باشید و از خیال‌پردازی بی‌جا پرهیز کنید.

بخش دوم

همیشه قبل از انجام هر کاری به اندازه کافی از خود سوال بپرسید. این یکی از قوانین جهانی زندگی و موفقیت است. از خود سوال کنید قبل از آنکه دیگران از شما سوال کنند. از خود سوال کنید و جواب‌های مناسب و منطقی و صحیح را کنار دست خود داشته باشید تا تکلیف‌تان مشخص باشد. در بخش اول این مطلب، تلاش کردیم سوال درست را مطرح کنیم و برای رسیدن به جواب‌های صحیح، کنکاش کنیم. پرسیدیم که آیا شما و استارتاپ کوچک‌تان، به سرمایه‌گذاری (از هرنوع و هر مدلی) احتیاج دارد؟

فرض می‌کنیم همه سوال‌ها و جواب‌ها، همه بررسی‌ها و مشورت‌ها را انجام داده‌اید و به این نتیجه رسیده‌اید که بله! من به جذب سرمایه‌گذار برای ایده استارتاپی نیاز دارم. حالا سوال‌های بعدی را مطرح می‌کنیم. در کدام بخش از استارتاپ به سرمایه نیاز دارید؟ شما به سرمایه نیاز دارید یا به سرمایه‌گذار؟ سرمایه مورد نیازتان، مالی است؟ از جنس موقعیت و سکوی پرش است یا اقلام و تجهیزات؟

کدام بخش از استارتاپ شما به سرمایه‌ نیاز دارد؟

می‌بینید که باز هم برگشتیم به نکته مهمی که همان شناخت خود، تیم و استارتاپ و مجموعه است. با شناخت درستی که به دست آورده‌اید، می‌دانید که سرمایه مورد نیاز از چه جنس و چه میزانی است!

لزوما همه مجموعه‌ها به سرمایه‌گذاری مالی و ریالی احتیاج ندارند. شاید اگر فضا و ابزار مناسب را در اختیار شما قرار دهند کافی باشد، یا به استخدام و انتخاب منتور و کوچ مناسب کمک کنند یا بتوانند شما را به یک مجموعه یا جریان فکری مناسب وصل کنند تا از تجربیات و دانش آن‌ها استفاده کنید.

مطلقا سرمایه‌گذاری روی ایده و استارتاپ، واریز چند میلیارد وجه رایج به حساب شما نیست. مطمئن باشید که چه نوع سرمایه‌ای نیاز دارید. به این فکر کنید که سرمایه و سرمایه‌گذار ایده‌آل شما چه شرایطی باید داشته باشد.

محدوده اختیارات سرمایه‌گذار

مهم‌ترین سوال در این مرحله این است که آیا اجازه می‌دهید که سرمایه‌گذار در نوع کسب‌و‌کار و پروسه‌های فعالیت شما دخالت کند؟ یا صرفا قرار است هزینه‌ها را پرداخت کند و در روند کار مجموعه تاثیری نداشته باشند؟

پاسخ به این سوال بخش زیادی از انتخاب‌های احتمالی آینده را از دور خارج می‌کند. همان‌طور که شما برای سرمایه‌گذار شرط‌هایی دارید، او نیز نکاتی را برای همکاری مد‌نظر دارد. در قبال مبلغ یا امکاناتی که تخصیص می‌دهد ممکن است در بسیاری از موارد نظر خود را اعمال کند، زیرا تعهد به سودآور‌کردن مجموعه و بالتبع سودآور‌کردن سرمایه‌گذاری خود است. در برخی موارد، با توجه به شرایط و مبالغ سنگین سرمایه‌گذاری‌شده، حتی بنیانگذاران استارتاپ مجبور شده‌اند از مدیریت استارتاپ خود کنار بروند و جا را برای کسانی باز کنند که می‌توانند از منابع مالی سرمایه‌گذاران، بهتر حفاظت کنند.

ناامید نشوید! همه اینها منوط به مذاکرات است و هیچ فرمولی ندارد که اگر هزار تومان وارد مجموعه شما شد، پس این یا آن اتفاق می‌افتد. کاملا به مذاکرات و قدرت چانه‌زنی و اقناع شما بستگی دارد. (شاید بد نباشد از الان روی مهارت‌های مذاکره و فروش خود بیشتر کار کنید! در زندگی خیلی به آن احتیاج دارید)

رادیو شنبه: مذاکره چیست؟

تفاوت سرمایه با سرمایه‌گذار

در ابتدا لیستی از شرایط مد‌نظر خود برای همکاری تهیه کنید. چه امتیازهایی در قبال سرمایه‌گذاری می‌توانید بدهید. چه خط قرمزهایی در این پروژه دارید؟ این لیست در کنار فهرست نیازمندی‌ها و انتظارات شما از سرمایه تخصیص‌یافته، می‌تواند سنگ بنای یک پروژه موفق جذب سرمایه باشد.

مجددا یادآوری می‌کنم که سرمایه با سرمایه‌گذار فرق می‌کند. برخی اوقات این دو عامل با هم ترکیب شده و در قالب یک شخص، وارد همکاری با شما می‌شود. گاهی اوقات نیز سرمایه‌گذار به عنوان شخص وجود ندارد و شما با یک سازمان، ساختار و نهاد طرف هستید.

هر دوی موارد بالا مزایا و معایب خود را دارد و تنها وقتی می‌توانید راه درست را انتخاب کنید که شناخت قبلی کافی از مسیر، مقدورات و محدودیت‌های استارتاپ و خودتان داشته باشید و در عین حال نیز گزینه‌های پیش‌رو را حسابی بررسی کرده باشید.

به این فکرکنید که در شرایط برابر، آیا ترجیح می‌دهید با شخص کار کنید یا با سازمان؟ اخلاق و زندگی شخصی سرمایه‌گذار و عادت‌های او، برای شما مفید است یا مانع گسترش و بهبود فضای همکاری می‌شود. آیا اگر از طرف نهاد سرمایه‌گذاری، به صورت مرتب دستورالعمل‌های تایپ‌شده با لحن اداری دریافت کنید و در جواب، فایل‌های اکسل حاوی آمار و ارقام بفرستید راحت‌تر هستید؟ یا تلفن را بردارید و مشکلات را با شخص سرمایه‌گذار حل کنید؟

درس عبرت از شکست استارتاپ‌ها در جذب سرمایه‌گذار برای ایده

همین نکته به ظاهر ساده ممکن است آینده موسسه نوپای شما را با خطرات بی‌شماری تهدید کند. باز هم تاکید می‌کنیم هیچ روشی به خودی خود برتری به دیگری ندارد. اما بد نیست سری به آرشیو شکست‌خوردگان دنیای سرمایه‌گذاری استارتاپ‌ها بزنید و از هر دو زاویه موارد و نمونه‌ها را بررسی کنید.

بررسی اتفاقات رخ داده در دنیای استارتاپ‌ها و درس‌گرفتن از شکست‌ها مهم‌ترین نکته‌ای است که باید به یاد داشته باشید. نمی‌توان با قطعیت گفت چه باید کرد تا موفق شد، ولی با قطعیت می‌توان گفت چه باید کرد تا شکست خورد! و توی پرانتز، به یاد داشته باشید شکست، یتیم است. اگر شکست بخورید دیگر کسی دور و برتان نخواهید داشت.

تلاش می‌کنیم از شماره‌های بعدی به صورت موردی به روش‌های مختلف سرمایه‌گذاری و جذب سرمایه در استارتاپ‌های مختلف بپردازیم. با توجه به اهمیت حفظ اسرار، به سختی می‌توان از فرمول‌های به‌کار‌رفته یا درصدهای محاسبه شده در نمونه‌های موفق مطلع شد ولی روش‌های اجرا شده را می‌توانیم با هم مشاهده کنیم.

تا شماره بعدی، به این فکر کنید چقدر خود و استارتاپ‌تان، نیازها و محدودیت‌ها و آینده‌اش را می‌شناسید و چقدر حاضرید ریسک کنید. ریسکی که هم شما هم دیگران را ممکن است تحت تاثیر قرار دهد. و در آخر، یادتان باشد ریسک، قدم‌زدن کورکورانه و دست خالی در غاری ناشناخته نیست. ریسک، یعنی آماده‌کردن همه وسایل، تهیه نقشه‌ و حرکت با آمادگی کامل در غاری ناشناخته!

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.