نیاز (Need)، خواسته (Want) و تقاضا (Demand)

1

بررسی ایده استارتاپی- یک ایده استارتاپی چه نیازی را برآورده می‌کند، چه خواسته‌ای را پاسخ می‌دهد و آیا تقاضایی برای آن وجود دارد یا خیر؟

یکی از نکات بسیار مهمی که در تحلیل ایده یک استارتاپ از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است این است که ببینیم این ایده استارتاپی چه نیازی را برآورده می‌کند، چه خواسته‌ای را پاسخ می‌دهد و آیا تقاضایی برای آن وجود دارد یا خیر. نیاز (Need)، خواسته (Want) و تقاضا (Demand) سه بخش مهم زندگی است که همواره از بدو خلقت، همراه انسان بوده. در هیچ از زمان‌ و مکانی نمی‌توان فرد و یا موردی را پیدا کرد از این‌ها دور بوده باشد. انسان همیشه در راه برطرف‌کردن نیاز، خواسته و تقاضای خود بوده است اما دانستن تفاوت و اهمیت هریک از این‌ها برای شما، به عنوان یک بازایاب، مهم و اساسی است. هرچقدر که از نقاط گمراه‌کننده‌ی این یه بحث مطلع باشید؛ از بازار و مشتریان هدف خود آگاه‌تر هستید. زیرا که به شما درک درستی از بازار و مخاطب می‌دهد. شناخت این سه بحث در بازاریابی، شما و ایده‌ی استارتاپی‌تان را همواره پویا و زنده می‌کند. این همان کلید طلایی است که قفل محبوب ماندن در بازار را باز می‌کند. ما در این مطلب حاصل تحقیق جامعی که در رابطه با این سه مفهوم اساسی داشته‌ایم، به اشتراک گذاشتیم. درپایان نه‌تنها مفهوم کلی این سه را می‌فهمید بلکه تفاوت هریک را نیز درک خواهید کرد.
بیایید تعریف این واژه‌ها را با رویکرد استارتاپی مرور کنیم.

نیاز (Need) چیست و به چه مواردی گفته می‌شود؟

دانستن اینکه ایده‌ی یک استارتاپ چه نیاز، خواسته و تقاضایی را برآورده می‌کند، بخش مهمی از تحلیل اولیه‌ی آن است، اما این نیازها چه چیزهایی هستند و چه مواردی تحت عنوان نیاز خوانده می‌شود؟ در جواب این سوال باید گفت نیازها (Needs)، چیزهای اساسی برای بقای ما هستند. نیازهای انسانی نامحدود است و همه اختراعات جدید سعی در برآورده‌کردن نیازهای انسان دارند. ما نمی‌توانیم فعالیت‌های بازاریابی یا وجود بازار را در صورتی تصور کنیم که نیازهای انسانی در آن نیست. اساسا نیازها به نیازهای جسمی، اجتماعی و فردی تقسیم می‌شوند. این نیازها شامل مواردی است که در زیر به‌ آن‌ها اشاره شده.

  • نیازهای جسمی: نیازهای اساسی انسانی مانند هوا برای تنفس‌، غذا، آب، لباس و سرپناه
  • نیازهای اجتماعی: مانند نیاز به تعلق، خانواده و دوستان.
  • نیازهای فردی: بسته به درک، دانش و محیط هر فرد متفاوت است.

به طور کلی محصولاتی که در طبقه نیازها جای می‌گیرند، برای فروش نیازی به فشار ندارند زیرا مشتریان خود اقدام به خرید می‌کنند. اما در جهان رقابتی امروز که برندهای مختلف نیازهای مشابهی از مشتری را ارضا می‌کنند، حتی محصولات مربوط به طبقه نیازها نیز باید با فشار در ذهن مشتریان جای بگیرند.

بررسی سطح نیازها از دید یک بازاریاب

به عنوان بازاریاب، سطح نیاز انسان‌ها برای ما کافی نیست. مردم همیشه نمی‌توانند آن‌چه را که لازم دارند بیان کنند؛ به همین‌ دلیل برخی افراد حتا از نیازهای خود، آگاه نیستند.  طبق گفته کاتلر کلر نقش بازاریا‌ب‌ها در شناسایی نوع نیاز مشتری در چند بخش معنا پیدا می‌کند. در ادامه با این نیازها آشنا می‌شویم.

انواع نیاز در بازاریابی

پنج نوع از نیازهایی که بازاریابان برای تشخیص نوع نیازهای مشتری باید به آن‌ها آگاه باشند به شرح زیر است:

  1. نیازهای بیان ‌شده (Stated Needs): نیازهایی که پس از احساس آن‌ها، بیان می‌شوند. فرد نیاز به خرید خودرو دارد و می‌گوید: «به‌ خودرو نیاز دارم.» در این‌جا مشتری نیازش را به زبان آورده و بیان کرده است.
  2. نیازهای واقعی (Real Needs): در این نیاز، مشتری نیاز خود را بازگو کرده است؛ اما چیزی که می‌خواهد، تمام آن چیزی که گفته نیست! به‌طور مثال او به خودرو نیازدارد اما خودرو‌ای که هزینه‌ی کمتری را به دنبال داشته باشد.
  3. نیازهای بیان نشده (Unstated Needs): نیازهای نامشخص و یا بیان نشده آن دسته از نیازهایی است که مشتری آن‌ها را از فروشنده انتظار دارد. مثلا هنگام خرید خودرو، انتظار خدمات پس از فروش خوب را دارد.
  4. نیازهای پنهان (Secret Needs): نیازهایی که مشتری تمایل به پذیرش آن ندارد اما در بخش مهمی از خواسته‌های او قرار دارد. برای فهم بیشتر این نیاز برگردیم به مثال خودرو. در این نیاز فرد تمایل دارد یک خودرو خوب و با کیفیت را داشته باشد، اما وضعیت و میزان هزینه‌ای که می‌تواند برای رفع نیازش داشته باشد، مهم است.
  5. نیازهای غیرواقعی (Delight Needs): مشتری علاقه‌مند است در خرید خودروی خود امکاناتی مانند سیستم موسیقی و GPS داشته باشد؛ اما او به وضوح این خواسته را بیان نمی‌کند. این نوع نیاز، نیازهای غیرواقعی خوانده ‌می‌شوند.

به عنوان بازاریاب اگر تنها به نیاز بیان‌شده از طرف مشتری دقت کنید و بر اساس آن برنامه‌ریزی کنید، ممکن است شرایط گمراه‌کننده‌ای برای شما به وجود آید. بنابراین بازاریاب باید با مطرح کردن سوالاتی از او، سعی در کشف نیاز واقعی کند و آن را هدف اصلی ایده‌ی استارتاپی خود قرار دهد. از این طریق می‌توانید با مشتری خود رابطه بهتری برقرار کنید.
اکنون بیاید بررسی کنیم چگونه این نیازها تبدیل به خواسته می‌شوند و می‌توان آن‌ها را تغییر داد.

خواسته (Want) ، کلید دوم تحلیل استارتاپی

خواسته‌‌ها (Wants) برای برآورده شدن نیازهای خاص هستند. خواسته‌های انسانی که از توانایی و تمایل به خرید ایجاد می‌شوند. نیازهای انسان نامحدود است. بنابراین، برای رفع نیازهای نامحدود، فرد تمایل به محصولات، خدمات و روش‌ها مختلف دارد. به عبارت دیگر؛ تمایل به برآوردن نیازها، خواسته نامیده می‌شود. خواسته‌های انسان بسته به ادراک، محیط، فرهنگ و جامعه‌ هر فرد متفاوت است.
با توسعه فن‌آوری اطلاعات، بسیاری از موارد از مرحله خواسته‌ به نیاز تبدیل شده‌اند. مثال‌هایی مانند رایانه‌ها، تلفن‌های هوشمند و اینترنت در این تعریف قرار دارند. در برخی موارد به بازاریابان این انتقاد‌ وارد می‌شود که بازاریابی، نیازهای و خواسته‌های غیرضروری را ایجاد کرده‌اند اما در واقعیت این بازاریابان نیستند که نیازها را به وجود می‌آورند؛ آن‌ها فقط ممکن است برخی از اشیاء خاص را ارتقاء داده و مردم، به دلیل نیازهای خود آن‌ها را بخواهند.  به عنوان مثال، بازاریابان می‌توانند این ایده را تقویت کنند که بیمه می‌تواند نیاز فرد به ایمنی را برآورده سازد. آن‌ها نیاز انسان به امنیت را ایجاد نمی‌کنند.
بعد از دانستن نیازها و خواسته ها ، مهمترین چیز دیگری که بازاریاب باید بداند، تقاضا است.

تقاضا (Demand): تمایل و توانایی خرید مشتری

وقتی مشتری مایل است و توانایی خرید آن نیاز یا خواسته را داشته باشد، نیازها و خواسته ها به صورت تقاضا(Demands) تبدیل می‌شوند. تفاوت اصلی و مهم میان دو واژه‌ی خواسته و تقاضا ، میل است. مشتری ممکن است تمایل خرید چیزی را داشته باشد اما توانایی خرید آن را نداشته باشد و به این صورت قادر به برآوردن میل خود نباشد.مثلا همه ما دوست داریم و می‌خواهیم ماشین داشته باشیم، ولی شاید عده‌ای توان خرید آن را داشته باشند. اگر توان و میل برای یک محصول وجود داشته باشد و تامین آن رخ دهد گفته می‌شود برای آن تقاضا وجود دارد.
عوامل زیادی بر مطالبات انسان تاثیر می‌گذارد. این عوامل را می‌توان با عنوان عوامل اجتماعی و عاطفی تفکیک کرد.

  • عوامل اجتماعی: عوامل اجتماعی می‌توانند بر رفتار و در نتیجه تقاضای محصولات مختلف تأثیر بگذارند.
  • عوامل عاطفی: در عوامل عاطفی مشتریان می‌توانند تحت تأثیر یک اتفاق و یا عامل خارجی برای تقاضای محصولات یا خدمات اقدام کنند. به‌عنوان مثال، پس از برخی حوادث بزرگ که رخ می‌دهد تقاضای بیمه می‌تواند افزایش یابد.

سخن آخر

هدف یک سازمان یا استارتاپ فقط با ایجاد تقاضا برای کالاها و خدمات قابل دستیابی نیست. یک بازاریاب، جدا از دانستن عوامل مؤثر بر تقاضا، باید از وضعیت تقاضای محصولات خود نیز آگاه باشد. اگر مشتریان از کالاها و خدمات ارائه شده راضی نباشند، آن‌ها نمی‌توانند مشتری دائمی شوند. بنابراین رضایت از کالاها و خدمات باید بیشتر از قیمت پرداخت شده برای محصول و خدمات باشد. رضایت مشتری به عملکرد محصول و انتظار مشتری بستگی دارد.
هنگامی که مطلوبیت مورد انتظار مصرف‌کننده از کل محصول نتیجه‌ی مثبتی را به همراه داشته باشد رضایت مشتری خوانده می‌شود و اگر نتیجه‌ی حاصل منفی باشد؛ آن را نارضایتی مشتری می‌دانند. با تعریف این سه واژه در رویکرد استارتاپی آشنا شدیم و اکنون تفاوت میان این سه را به خوبی می‌دانیم. حالا وقت آن رسیده شما برای بنویسید. سوال و نظرات خود را با ما در این رابطه درمیان بگذارید.

۱ دیدگاه
  1. آتنا می‌گوید

    بسیار جالب بود، لطفا منابعش رو هم ذکر کنین و یه کار خوبه دیگه اینه که منابع دیگر پیرامون این مبحث رو برای علاقه مندان به دنبال کردن، اضافه کنین.

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.