به زندگی طولانی با کرونا خوش آمدید!

سرمقاله ۱۸۷ اکبر هاشمی

0

«فعلا تعطیله» اگر بچه محصل داشته باشید، بارها این جمله را شنیده‌اید. هنوز مشخص نیست بچه‌ها دقیقا چه تایمی می‌توانند با خیال آسوده در کلاس‌های درس آماده شوند. عدم اطلاع از آینده و بی‌برنامگی و به‌هم ریختن نظم زندگی، تبعاتی فردی برای دانش‌آموزان دارد اما وقتی همین بی‌برنامگی و عدم اطلاع از آینده را به یک بیزینس یا استارتاپ تعمیم دهیم، دیگر تبعات فردی نیست و ‌کلیت یک کسب‌و‌کار به خطر می‌افتد. شما که هم‌تیمی یا مدیر یک استارتاپ هستید، فکر می‌کنید جریان کرونا چه زمانی کاملا فروکش خواهد کرد و چه زمانی به وضعیت پیشا‌کرونا بازخواهیم گشت. سه ماه، شش ماه، نه ماه… با حدس و ‌گمان نمی‌شوند زندگی کرد یا کسب‌و‌کاری را مدیریت کرد. آخرین تحلیل‌های مبتنی بر الگوریتم‌های کنترل و شیوع مجدد کرونا در ایران و جهان نشان می‌دهد حداقل تا سال‌۲۰۲۳ درگیر کرونا و‌ وضعیتی که در آن به سر می‌بریم، خواهیم بود. نمی‌خواهم سر تعداد سال‌ها چانه بزنم. ۲، ۳ یا ۴سال آنچه واضح و مبرهن است، مسئله کرونا دیگر پدیده‌ای کوتاه‌مدت نیست. ما باید براساس یک رویکرد دراز‌مدت با آن مواجه شویم.
در این مدت ما چه خواهیم کرد؟
با همان دست‌فرمان قبلی البته با کلی تغییر به کسب‌و‌کارمان ادامه می‌دهیم و منتظر می‌مانیم تا کرونا تمام شود و همه چیز دوباره به روال قبل بازگردد؟
متاسفانه یا خوشبختانه دیگر هرگز به روال قبلی باز نخواهیم گشت. تجربه همین چندماه نشان می‌دهد تا چه اندازه بازار و رفتار مشتری‌ها تغییر کرده است. همانطور که پیش‌تر هم نوشتیم، در اقتصاد هیچ پدیده‌ای – چه بحران چه فرصت- صددرصدی خوب یا بد نیست و نسبی است. در این چند ماه کسب‌و‌کارهای اینترنتی با کاهش شدید مشتری و افت رشد مواجه بودند و برعکس آن بعضی شرکت‌های استارتاپی به واسطه خرید آنلاین آفلاین‌ها شاهد رشدی غیر‌قابل پیش‌بینی بودند. سال‌ها نگران عدم رشد سهم اقتصاد دیجیتال از جامعه آفلاین بودیم؛ اگرچه کرونا آسیب‌های بسیار تاسف‌آور انسانی و اقتصادی برای ما و‌ جامعه جهانی درپی داشت اما رشدی را که سال‌ها باید در انتظارش می‌ماندیم، در چند ماه به دست آوردیم.
این تجربه و آموزه و الگوریتم‌ها نشان می‌دهد اقتصاد دیجیتال از حیث کوچ آفلاین‌ها به آنلاین‌ها شاهد رشدی قابل توجه خواهد بود چرا‌که زیست انسان آفلاین در حال تغییر و ‌شیفت به آنلاین است؛ البته نه به صورت کاملا صددرصد به صورت نسبی.
در این میان آنچه مشخص شده است، آن دسته از استارتاپ‌هایی که شاهد افت مشتری بودند در ادامه نمی‌توانند با تزریق وام‌های کرونایی ادامه حیات دهند و بایستی به پیوت یا به تعطیلی بهنگام و راه‌اندازی کسب‌و‌کاری جدید بیندیشند.
استارتاپ‌هایی که شاهد افزایش مشتری بودند، بایستی به رشد سریع‌تر بیندیشند و راهکاری برای جذب سرمایه پیدا کنند. در این بین نقش صندوق‌های خطر‌پذیر در تامین منابع مالی استارتاپ‌های کوچک و‌ متوسط، حیاتی است.
در حوزه شرکت‌های بزرگ تجارت الکترونیک تشویق و آوردن سرمایه‌گذاران داخلی جذب و ذوب شده در بازارهای بورس، مسکن، سکه و دلار به اکوسیستم استارتاپی زیان‌ده اما با رشد قابل توجه بسیار سخت و ‌حتی دور از دسترس است. سرمایه‌گذار خارجی نیز به واسطه تحریم‌ها و سیاسیون کم‌اطلاع که سرمایه‌گذار خارجی را همواره تهدیدی برای کشور می‌دانند، امکان‌پذیر نیست.
از طرفی سرمایه همه صندوق‌های خطر‌پذیر ایران یک‌دهم سرمایه مورد نیاز یک شرکت بزرگ اینترنتی ایرانی هم نیست. پس چه باید کرد؟ تنها راه توسعه و نجات استارتاپ‌های بزرگ، ورود به بورس است. تنها راه برای توسعه و پاسخگویی به مشتریان کرونازده دسترسی به منابع مالی عمومی در بازار سرمایه یعنی بورس است.
حرف آخر: اگر مسئولان تصمیم‌ساز و تصمیم‌گیر کشور این فرصت تاریخی را قدر بدانند و راه را برای ورود استارتاپ‌ها به بورس باز کنند، با تزریق سرمایه و شکل‌گیری داستان موفقیت پس از یک دهه از شکل‌گیری اکوسیستم استارتاپی ایران، شاهد تحول شگرفی در اقتصال دیجیتال کشور خواهیم بود. اگر چند استارتاپ بزرگ ایرانی مثل دیجی‌کالا، تپسی، کافه بازار، آپارات، فیلیمو و شیپور وارد بورس شوند، این لکوموتیو‌های پیش‌ران واگن‌ها(استارتاپ‌های کوچک) را با خود به سمت توسعه و رشد بیشتر خواهند برد. این رشد یعنی اشتغال‌زایی، خلق ثروت بیشتر و‌ محرومیت‌زدایی در سرتاسر کشور و اگر خدای ناکرده به هر دلیلی سدی در مقابل ورود استارتاپ‌ها به بورس ایجاد شود، اکوسیستم استارتاپی ایران تبدیل خواهد شد به گورستان واگن‌های از ریل خارج شده که تبعات و ‌مخاطرات بسیاری برای کشور و‌ مردم به همراه دارد.
آینده کشور با شکل‌گیری استارتاپ‌های تک‌شاخ توسط جوانان نخبه روشن و پر از موفقیت است.

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.