با پشوتن پورپزشک از راه‌اندازی پادرو جذب سرمایه ۳۰۰ میلیاردی، ترس‌ها و امیدهایش می‌گوید

به سمت پذیرش ریسک حرکت می‌کنم

0

خبر جذب سرمایه ۳۰۰میلیارد تومانی استارت‌آپ پادرو مانند صدای شلیکی در تاریکی و سکوت مطلقی بود که بر اکوسیستم استارت‌آپی ایران حاکم شده است. حالا همه نگاه‌ها به این استارت‌آپ و خدماتی که ارائه می‌کند، جلب شده. پشوتن پورپزشک با تجربه مدیرعاملی بامیلو و شکست آن کسب‌وکار، حالا از مجموعه فناپ ۳۰۰ میلیارد تومان جذب سرمایه کرده تا پلتفرم هوشمند و مبتنی بر تکنولوژی پادرو را در حوزه پرداخت، ارسال، مدیریت سفارش­ها، ارتباط به مشتریان و چند حوزه جدید راه‌اندازی کند. کسب‌وکاری که با مفهومی جدید در عالم کسب‌وکار به نام تجارت اجتماعی یا سوشال کامرس پیوند خورده است.

پشوتن در گفت‌وگو با «شنبه» صحبت‌های مختلفی داشته است؛ با او هم از مجموعه قبلی و تجربه قبلی‌اش از مدیرعاملی بامیلو و تجاربی که از آنجا دارد، حرف زده‌ایم و هم از دلایلش برای راه‌اندازی کسب‌وکار و قرارگیری در مسیر کارآفرینی. پشوتن مسیر کارآفرینی را مسیر حادثه‌ها می‌داند. او از ترس‌ها و اضطراب‌هایش هم گفته است. هرچند دلایل بزرگی برای امیدواری دارد. می‌گوید کاراکتر شخصیتی من، ریسک و چالش را دوست دارد و از آن نمی‌هراسد. او می‌گوید سرمایه‌گذار نه فقط به من که به ایده و تیم نیز اعتماد کرده است. او به یک نکته مهم هم اشاره می‌کند و آن اینکه حالا در زنجیره ارزش سرمایه‌گذارش قرار دارد و بنابراین شاید کسب‌وکارش از تبعات تصمیمات لحظه‌ای سرمایه‌گذار برای عدم ادامه سرمایه‌گذاری یا تعطیل‌کردن کسب‌وکار، در امان باشد. کمبود منابع انسانی و عدم تناسب تقاضا و عرضه در این زمینه، از دیگر نکات مورد اشاره در صحبت‌های بنیان‌گذار پادرو بوده است. پادرو در بازاری بزرگ که دائما در حال رشد است، حضور دارد. پشوتن می‌گوید بازار تجارتی که به واسطه شبکه‌های اجتماعی و زیرساخت‌های مشابه در ایران در حال شکل‌گیری است، گردش مالی بیش از ۴۰هزار میلیارد تومان در سال دارد و براساس برآوردها و محاسباتی که مطابق داده‌های موثق به دست آمده است، روزانه بیش از ۷۰۰هزار تراکنش در این بازار اتفاق می‌افتد. پادرو می‌خواهد سهم بزرگی از این بازار بزرگ را به دست بیاورد. تفصیل این گفت‌وگو را در ادامه بخوانید.

سوال نخستم این است که پادرو چیست و چه می‌کند؟
در فاز اول از شکل­گیری کسب­وکار که تمرکز بر ارسال و دلیوری بود، ما پادرو را پلتفرمی برای جابه‌جایی سفارش­ها از هر جا به هر جای معرفی می­کردیم. به­صورت ویژه هدفمان استفاده از امکانات تکنولوژی برای بهینه‌سازی سیستم حمل‌ونقل و لجستیک ایران بود تا بستری را برای ارتباط مستقیم بین همه تامین‌کنندگان آنلاین و آفلاین خدمات پستی و متقاضیان در این حوزه فراهم کنیم.
اما اگر امروز بخواهیم پادرو را معرفی کنیم، می‌توانیم بگوییم که یک بستر نرم‌افزاری یا یک پلتفرم برای ارائه خدمات به کسب‌و‌کارهای بزرگ، کوچک و متوسط به‌ویژه در حوزه تجارت اجتماعی است. در واقع پادرو به تدریج به یک تسهیل­گر خدمات در حوزه سوشال کامرس یا تجارت اجتماعی تبدیل می‌شود.
همچنان‌که یکی از قسمت‌های اصلی سرویس‌هایی که پادرو ارائه می‌کند، مربوط به خدماتی است که به کسب‌و‌کارهای کوچکی که در شبکه‌های اجتماعی حضور دارند، ارائه می‌دهد. چون این کسب‌و‌کارهای کوچک و متوسط از زیرساخت‌های شبکه‌های اجتماعی برای ارائه خدمات خود استفاده می‌کنند، قاعدتا خدمات مورد نیاز این کسب‌و‌کارها سرویس‌های مشخصی است که بسته به نیازها و اولویت‌هایی که دارند، پادرو قصد دارد که دامنه خدمات خود را به این کسب­وکارها، افزایش دهد. همان‌طور که بعد از حوزه دیلیوری و ارسال، وارد حوزه پرداخت شد و در حال حاضر به بخش مدیریت سفارش­ها و ارتباط با مشتریان وارد شده است.
چه کسب‌و‌کارهایی از پادرو خدمات دریافت می‌کنند؟
با توجه به اینکه پادرو هم از طریق APIهای نرم‌افزاری، خدمات خود را ارائه می‌کند و هم از طریق رابط کاربری و یکپارچه‌سازی‌هایی که با سایر شرکای خود و زیرساخت‌های دیگر انجام می‌دهد، دامنه خدماتش می‌تواند بسیار وسیع باشد. مثلا هم کسب‌و‌کارهای کوچکی که از طریق Instagram به ارائه خدمات و کالا می‌پردازند، می‌توانند از پادرو سرویس دریافت کنند و هم کسب‌و‌کارهای آنلاین و فروشگاه‌ها و بازارهای اینترنتی. اگرچه نقطه تمرکز ما در سال ۱۴۰۰، بر روی جذب فروشنه فروشندگان حاضر در شبکه‌های اجتماعی مثل اینستاگرام یا تلگرام و هر فروشنده‌ای که در فضای شبکه‌های اجتماعی کار فروش را انجام می‌دهد، خدمات ارائه کنیم.
در حال حاضر چه کسب‌و‌کاری مثل پادرو کار می‌کنند؟ آیا قبل از شما کسب‌و‌کاری در این زمینه به ارائه چنین سرویس‌ها و خدماتی پرداخت است؟
خیر. در ایران چنین کسب‌و‌کاری وجود ندارد یعنی کسب‌وکاری که چنین فضایی را هدف‌گذاری کرده باشد، نداریم و به نوعی پادرو نخستین کسب‌و‌کاری است که به ارائه این خدمات می‌پردازد. البته با توجه به سختی‌های این بازار، نخستین‌بودن امتیاز یا ویژگی خاصی ایجاد نمی‌کند. اما به‌هرحال بازیگر دیگری نداریم که مدل کسب‌و‌کاری همچون پادرو داشته باشد.
چند بار به سوشال کامرس یا تجارت اجتماعی اشاره کردی؛ در این مورد توضیح بیشتر می‌دهی؟
سوشال کامرس در واقع اصطلاح جدیدی است و بیشتر به خرید و فروش‌هایی می‌پردازد که در شبکه‌های اجتماعی و براساس روابط افراد با یکدیگر شکل می‌گیرند. این اصطلاح در سطح جهان هم یک اصطلاح جدید در حوزه کسب‌و‌کار‌ها به شمار می‌رود. در واقع تجارت اجتماعی یا سوشال کامرس یعنی تجارتی که بر بستر شبکه‌های اجتماعی یا بر بستر شبکه‌های ارتباطی بین افراد شکل می‌گیرد حالا می‌تواند یک شبکه اجتماعی مثل اینستاگرام باشد یا می‌تواند یک پیام‌رسان مانند تلگرام باشد و… گاهی هم زیرساخت‌ها و پلتفرم‌های مختص این کسب‌و‌کارها شکل می‌گیرد مثل «Meesho» که درهندوستان فعال است و اخیرا فیس‌بوک سهام آن را خریداری کرده است.
بازاری که از آن صحبت می‌کنید و پادرو در آن حضور دارد و قبل از شما هم کسب‌و‌کار دیگری به ارائه خدماتی از این نوع نپرداخته است، چه اندازه‌ای دارد؟ به نظر می‌رسد که شناخت دقیقی از این بازار برای بسیاری از افراد کماکان وجود ندارد. در واقع می‌خواهم در مورد اندازه بازار تجارتی که به واسطه شبکه‌های اجتماعی یا زیرساخت‌های مشابه در ایران در حال شکل‌گرفتن است، صحبت کنی.
بازار تجارتی که به واسطه شبکه‌های اجتماعی و زیرساخت‌های مشابه در ایران در حال شکل‌گیری است، گردش مالی بیش از ۴۰هزار میلیارد تومان در سال دارد و براساس برآوردها و محاسباتی که براساس داده‌های موثق به دست آمده است، روزانه بیش از ۷۰۰هزار تراکنش در این بازار اتفاق می‌افتد.
با توجه به بازار بزرگی که به آن اشاره کردی و اعداد و ارقام جذاب و قابل توجهی که در این بازار وجود دارد، چرا تاکنون در این زمینه کسب‌و‌کاری راه‌اندازی نشده بود؟
این بازار یک ویژگی خیلی خاص دارد و آن این است که کسب‌و‌کارهایی که از خدمات آن استفاده می‌کنند یا no-tech هستند یعنی اصلا تکنولوژی ندارند یا low-tech هستند یعنی به مقدار بسیار کمی از تکنولوژی استفاده می‌کنند. به‌عنوان مثال یک فروشگاه اینستاگرامی معمولا سایت فروش اینترنتی ندارد مگر آنکه میزان تراکنش خیلی بالایی داشته باشد. یا اینکه زیرساخت‌های مورد نیاز را ندارند که از تکنولوژی استفاده کنند و فضاهای مورد نیاز خود را در فضای تکنولوژی داشته باشند.
ضمن اینکه این بازار، بازاری کاملا نوظهور حتی در سطح جهان است یعنی دو سال پیش که ما در مورد سوشال کامرس یا تجارت اجتماعی فکر می‌کردیم، به سختی مطالب مرتبطی را پیدا می‌کردی. بنابراین این بازار یک بازار جدید و عجیب و غریبی است که کرونا هم به رشدش کمک بسیاری کرده است. ضمن اینکه جنس این بازار به نوعی است که اگر قرار باشد به‌عنوان یک بازیگر قدر و قدرتمند وارد آن شوید به سرمایه بسیار بالایی برای راه‌اندازی و مدیریت کسب‌و‌کار و همچنین فرهنگ­سازی نیاز دارید. احتمالا مجموعه این دلایل موجب شده که شاهد راه‌اندازی کسب‌وکارهای دیگری در این حوزه نباشیم. البته بر اساس شنیده­ها قاعدتا طی سال‌های ۲۰۲۱ – ۲۰۲۲ کسب‌و‌کارهایی که بر بستر سوشال کامرس یا تجارت اجتماعی شکل می‌گیرند، خیلی بیشتر خواهد شد.
در مورد جذب سرمایه پادرو هم صحبت کنیم. طبق اخبار موجود، جذب سرمایه شما ۳۰۰میلیارد تومان بوده است؛ آیا این میزان به‌صورت نقدی یا کش است یا اینکه برخی از خدمات دریافتی شما از مجموعه فناپ را هم در بر می‌گیرد؟
این جذب سرمایه نقدی است و طی مراحلی مطابق برنامه کسب­وکار به پادرو تزریق خواهد شد.
از مجموعه فناپ جذب سرمایه کرده‌اید. می‌خواهم بدانم چرا فناپ؟ آیا به سرمایه‌گذار دیگری دسترسی نداشتید؟ آیا صرفا بحث گرفتن پول مطرح بوده است یا اینکه پتانسیل و ظرفیت‌هایی در این مجموعه وجود دارد که می‌تواند برای پادرو سینرژی مضاعفی ایجاد بکند؟
اتفاقا ما به سرمایه‌گذاران دیگری هم دسترسی داشتیم و صحبت‌هایی هم شده بود. اما در نهایت جذب سرمایه از فناپ انجام شد. ضمن اینکه تجارت اجتماعی و به‌طور کلی هر مدل دیگری از فروش کالا و خدمات، دو قسمت خیلی مهم دارد؛ یکی بخش خدمات پرداخت است و دیگری بخش خدمات ارسال. از آنجایی که مجموعه فناپ از قطب‌های تکنولوژی به‌ویژه در بخش‌هایی مثل سرویس پرداخت است که به ما خیلی کمک خواهد کرد، قرارگیری در کنار چنین مجموعه‌ای، دو ویژگی اصلی برای ما دارد؛ یکی اینکه ما در زنجیره ارزش فناپ جایگاه داریم بنابراین نگاه ما به مجموعه فناپ صرفا یک پارتنر خاموش نیست که پولی از آنها گرفته باشیم و به کار خودمان ادامه بدهیم و قطعا برای ما آورده‌های دیگری دارند و کوچک‌ترینش این است که در زنجیره ارزش‌شان قرار داریم.
دومین نکته این است که وقتی ما در زنجیره ارزش مجموعه فناپ قرار گرفته‌ایم، نگاه آنها به ما، یک نگاه عدد و رقمی صرف نیست بلکه به میزان ارزش‌آفرینی که ما در چارچوب کاری‌شان در ارتباط با سایر کسب‌وکارهایی که در این مجموعه حضور دارند نیز توجه می‌شود.
به بیانی دیگر، وقتی که ما در زنجیره ارزش فناپ قرار داریم این ویژگی مثبت وجود دارد که نگاه سرمایه­گذار و سرمایه­پذیر صرفا محدود به درآمدزایی و نتایج مالی نخواهد بود، بلکه به تاثیری که پادرو و سایر اجزای اکوسیستم فناپ می­توانند برهم بگذارند توجه خواهد شد و این هم­افزایی می­تواند منجر به نتایج بهتری شود.
کمی برگردیم به عقب‌تر و زمانی که شما در مجموعه‌ای آ‌ی‌آی‌جی، مدیرعامل بامیلو بودید؛ وقتی آنجا را ترک کردید، به دنبال راه‌اندازی کسب‌وکار شخصی خود رفتید. افراد دیگری هم بودند که در آن مجموعه در سمت مدیرعامل و… بودند اما پس از جدایی به مجموعه‌های دیگری رفتند و به نوعی به کارمندی در یک مجموعه دیگر ادامه دادند. چرا شما مسیر کارآفرینی را به جای کارمندی در پیش گرفتی؟ درحالی‌که این تصمیم، تصمیم آسانی نیست؛ اینکه از کارمندی به سمت کارآفرینی حرکت بکنید. چرا این تصمیم سخت را گرفتی؟
چنین تصمیمی آسان نیست ولی اگر در کسی میل به ساختن و میل به آفرینش وجود داشته باشد، قطعا با همه سختی‌ها و با وجود مسیرهای پر از مشکلاتی که پیش رو دارد به سمت کارآفرینی و به سمت خلق و آفرینش پیش خواهد رفت.
در بسیاری از اوقات پیش می‌آید که ما بر سر یک دو راهی قرار می‌گیریم که آیا مسیر امن‌تر را انتخاب کنیم یا مسیر پرریسک‌تر را. مسیر امن‌تر همان کارمندی است و مسیر پرریسک‌تر، مسیر کارآفرینی است. کاراکتر شخصیتی من به نوعی است که به سمت پذیرش ریسک حرکت می‌کنم و این ریسک‌پذیری در واقع بخشی از شخصیت من است.
ریسک‌ها و چالش‌های مسیر کارآفرینی برای من جذاب است ضمن اینکه وقتی قرار است کاری را شروع کنیم باید تصویر روشنی از کاری که داریم انجام می‌دهیم، داشته باشیم یعنی به این صورت نیست که صرفا ادعای کارآفرینی داشته باشیم ولی ندانیم که قرار است در چه جایگاهی، در چه بازاری و در چه مسیری حرکت کنیم. داشتن یک تصویر روشن از مسیری که قرار است در آن برای کارآفرینی قدم برداریم، اهمیت بسیار زیادی دارد.
چه تفاوتی وجود دارد بین کارمند یک مجموعه بودن و کارآفرینی؟
چه کارآفرین باشید و چه کارمند باشید، شما عضو یک مجموعه و یک تیم هستید. حالا چه در رأس آن تیم قرار داشته باشید چه عضوی از آن تیم باشید. در هر صورت شما باید این را بدانید که یک تیم هستید و این اهمیت بسیار زیادی دارد. هرچند وقتی کارآفرین هستید، مسئولیت‌های متفاوتی دارید. الان ما پادرو را راه‌اندازی کرده‌ایم و از یک تیم ۴۰نفره صحبت می‌کنیم. حداقل مسئله این است که شرایط طبیعی و آرامی برای رشد این تیم و برای تثبیت موقعیت این ۴۰ نفر ایجاد کنیم. به‌ویژه وقتی در فضایی به نام اکوسیستم استارتاپی ایران کار می‌کنیم که چالش‌ها و ریسک‌های بسیار زیادی به همراه دارد.
یکی دیگر از بخش‌های سخت کار این است که وقتی صحبت از نوآوری و صحبت از ایده‌های نو در میان است که قبل از شما کسب‌و‌کار شاخصی نه تنها در ایران بلکه به‌صورت گسترده در سطح جهان در آن زمینه کار نکرده است، جلب نظر سرمایه‌گذار و جلب نظر تیم برای اینکه به آنها اطمینان خاطر بدهید و آنها را ترغیب کنید به این موضوع که امکان موفقیت وجود دارد، کار خیلی سختی در پیش دارید.
اتفاقا یکی سوال‌های ما این بوده که وقتی یک نفر در رأس یک کسب‌وکار مثل بامیلو قرار داشته و آن کسب‌وکار الان در بازار حضور ندارد یعنی به نوعی شکست خورده است، چه اتفاقی می‌افتد که همان شخص می‌تواند نظر یک مجموعه حرفه‌ای را برای سرمایه‌گذاری در حجم بزرگ جلب کند و چه اتفاقی می‌افتد که آنها به او اعتماد می‌کنند؟
بخشی از اعتمادی که به من شده است، برمی گردد به طرح آن کسب‌و‌کار و توجیه‌پذیربودن به لحاظ اقتصادی. همچنین به عملکرد آن تیمی که در حال فعالیت است و روی این ایده کار کرده است هم نگاه می‌شود. یعنی بررسی می‌شود که طی یک سالی که از فعالیتش می‌گذرد، چه کرده است.
بنابراین اعتماد صرفا به یک نفر که صاحب ایده و در رأس مجموعه است، صورت نمی‌گیرد بلکه اعتماد به ایده، به طرح آن کسب‌و‌کار و به تیمی که قرار است روی این ایده برای پیشبرد اهداف آن کسب‌و‌کار تلاش کند هم باید وجود داشته باشد. یعنی یک مثلث از صاحب ایده، تیم و طرح کسب‌و‌کار وجود دارد که در نهایت سرمایه‌گذار با برآورد همه جنبه‌های مرتبط با این سه ضلع مثلث، برای سرمایه‌گذاری یا عدم سرمایه‌گذاری تصمیم می‌گیرد.
شما بنیان‌گذار پادرو هستید؛ آیا به‌طور کلی پادرو را در سرزمین هوشمند پاد راه‌اندازی کرده‌اید یا اینکه به آن مجموعه رفتید و در آنجا این ایده را رشد دادید؟
ما با یک‌ ام‌وی‌پی شروع کردیم. سپس آن ‌ام‌وی‌پی را به سرزمین هوشمند پاد بردیم و توسعه دادیم.
شما ۳۰۰ میلیارد تومان به‌عنوان سرمایه از مجموعه فناپ دریافت کردید. در مقابل چه میزان سهام واگذار کرده‌اید؟
همان‌طور که قبلا هم اعلام شده، ما این میزان سرمایه را در قبال واگذاری (۶۲.۵) شصت و دو و نیم درصد از سهام‌مان دریافت کردیم.
و بقیه سهام در اختیار شماست؟
نه. علاوه بر من سهامداران دیگری هم هستند. ضمن اینکه این حجم سرمایه‌گذاری برای این راند در نظر گرفته شده است و احتمال دارد در مسیر رشد پادرو مجدد نیاز به جذب سرمایه وجود داشته باشد.
شما سال‌ها در مجموعه آی‌آی‌جی در حال فعالیت بودید؛ از کار در آن مجموعه چه تجاربی را با خود به پادرو آورده‌اید؟
هر آن چیزی که الان بلد هستم یا بر آن تسلط دارم، اتفاقی است که به‌عنوان یک فرآیند با آن مجموعه شروع شده است. البته قبل‌تر از آن و زمانی که در دانشگاه در رشته نرم‌افزار تحصیل کردم و در حوزه آی‌تی کار کردم، تجربه‌اندوزی من شروع شده است. در این مسیر قطعا بلوغ نسبی ایجاد شده و با کار در آن مجموعه، هر آنچه که امروز می‌بینید از ایده‌پردازی و استفاده از تکنولوژی و مدیریت کسب‌وکار، در واقع از کار در آن مجموعه نصیبم شده است. همچنین مسائلی چون شیوه‌های مذاکرات، جذب نفرات خوب برای بستن تیم حرفه‌ای و… نیز از تجارت من در مجموعه قبلی نشأت می‌گیرد.
درواقع طی این سال‌ها چند اتفاق افتاده است؛ یکی اینکه آشنایی من با اکوسیستم استارتاپی ایران و فضای کار در این حوزه، هم‌زمان بوده با شروع همکاری من با مجموعه ‌آی‌آی‌جی.
در کنار آن، اینکه بتوانی ایده‌ای را از صفر شروع کنی و آن را راه‌اندازی کنی و توسعه‌اش بدهی، چیزی بود که من طی یک سال و نیم اخیر به‌طور بسیار متفاوتی آن را تجربه کردم. چون پادرو از یک نمونه مشابه، پیاده‌سازی نشده و الگویی در این زمینه نداشتم و طی زمان شکل گرفته و جلو آمده است.
نکته دیگر برمی‌گردد به اینکه در فواصل زمانی مختلف و اتفاقات مختلفی که در کار رخ می‌دهد، این تجربه برای من ایجاد شد که مثلا کجا باید بر یک عقیده یا یک نظر پافشاری بکنم و آن را حتما در هر شرایطی جلو ببرم و کجا باید بخشی از اختیارات را به افراد دیگر بسپارم. اینها مسائلی است که جزو تجربیات من از کار در مجموعه قبلی است. همچنین تشخیص اینکه چه زمانی، از چه افرادی و برای چه کاری استفاده بکنیم از دیگر از تجربیات من از کار قبلی‌ام است. نکته بسیار مهم دیگر برای خود من کسب این تجربه بوده که با سرمایه‌گذاری کار بکنم که کارم در زنجیره ارزشش جایگاه داشته باشد.
یعنی قبلا برای شما این‌گونه نبود؟ یعنی کاری که می‌کردید در زنجیره ارزش سرمایه‌گذار مجموعه قبلی قرار نداشت؟
اصولا وی‌سی‌ها یا مجموعه‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر به این صورت کار می‌کنند که در حوزه‌های مختلف وارد می‌شوند و در زمینه‌های مختلف اقدام به راه‌اندازی کسب‌و‌کار می‌کنند و بسته به شرایط مختلف ممکن است که از یک کسب‌و‌کار عقب بکشند یا روی کسب‌و‌کار دیگری سرمایه‌گذاری بکنند یعنی تصمیمات‌شان ممکن است تحت تاثیر اتفاقات لحظه‌ای قرار بگیرد. اما مجموعه‌ای مثل فناپ در قامت یک سرمایه‌گذار اصولا به هر حوزه‌ای ورود نمی‌کند. بلکه روی ایده‌ای سرمایه‌گذاری می‌کند که متناسب با ارزش‌های سازمانی و متناسب با مسیر توسعه سازمانی‌اش باشد. همچنین باید ارتباط معناداری با سایر اجزای پورتفلیو‌اش داشته باشد. یعنی ایده، در زنجیره ارزشش جایگاه داشته باشد. این مسئله اهمیت بسیاری دارد و موجب می‌شود که در بسیاری از مواقع، تصمیمات لحظه‌ای از سوی سرمایه‌گذار، به کسب‌وکار آسیبی وارد نکند.
چه تجربه‌ای از تصمیمات لحظه‌ای مخرب دارید که الان قرارداشتن در پرتفلیو فناپ و داشتن جایگاه در زنجیره ارزش این مجموعه تا این اندازه برای شما اهمیت دارد؟
تصمیمات لحظه‌ای صرفا مختص به مجموعه قبلی که من در آن حضور داشتم، نیست. اما به خاطر نوساناتی که در بازار ایجاد می‌شود و سایر مشکلات مختلف، اگر کسب‌وکاری در زنجیره ارزش یک سرمایه‌گذار قرار نداشته باشد، ممکن است به خاطر شرایطی که به‌وجود می‌آید و به خاطر مسائلی که در مسیر کسب‌و‌کار وجود دارد، با تصمیمات لحظه‌ای آن کسب‌و‌کار تعطیل شود.
هرچند شما علاقه‌ای به صحبت در مورد گذشته و کسب‌وکار قبلی‌تان ندارید. اما به هر حال نام شما با آن مجموعه و آن کسب‌وکار گره خورده است. طی این سال‌ها معمولا این گزاره مطرح بوده است که اگر افرادی مثل شما یا سایر بچه‌هایی که در مجموعه‌ آی‌آی‌جی تحت عنوان مدیرعامل و سمت‌های دیگر در کسب‌وکارها حضور داشتند، درصد قابل‌توجهی از سهام کسب‌وکارشان را در اختیار داشتند، به این راحتی نمی‌شد کسب‌و‌کار آنها را تعطیل کرد یا سمت‌های آنها را عوض کرد. خودت چقدر با این حرف‌ها و گزاره‌ها موافقی؟
من در مورد سایر افراد صحبتی نمی‌توانم بکنم چون توافقات نفر به نفر و متفاوت بوده است. اما اصولا درصد سهام و مالکیت در تصمیمات لحظه‌ای سرمایه‌گذاران تاثیرگذاری خاصی ندارد و سرمایه‌گذار می‌تواند تصمیماتی را بگیرد که شاید مورد قبول مدیرعامل آن مجموعه هم نباشد. بنابراین حتی اگر بخشی از سهام یک مجموعه در اختیار مدیرعامل هم باشد، وقتی مجموعه تصمیم می‌گیرد که مثلا دیگر روی یک کسب‌وکار سرمایه‌گذاری نکند، مدیرعامل نمی‌تواند کاری بکند.
یکی دیگر از صحبت‌هایی که وجود دارد این است که بخشی از سهام مجموعه ‌‌آی‌آی‌جی به نام شما در ایران ثبت شده بود؛ این صحبت درست است؟
اگر به روزنامه‌های رسمی هم مراجعه بکنید، می‌بینید که نام من در ثبت اولیه شرکت روماک وجود دارد.
هنوز هم نام شما جزو افرادی که این شرکت به نام‌شان ثبت شده، وجود دارد؟
نه و من دیگر هیچ ارتباطی با آن مجموعه ندارم.
در میان صحبت‌هایت چندین بار به استفاده از افراد درست، در جای درست و در زمان درست اشاره کردی؛ این تاکید احتمالا برمی گردد به این مسئله که منابع انسانی اهمیت زیادی دارد و نوع انتخاب آنها هم حساسیت ویژه‌ای می‌طلبد. در ارتباط با کسب‌و‌کار خودت که کسب‌و‌کاری تکنولوژی‌محور هم است، به لحاظ منابع انسانی چه وضعیتی وجود دارد؟
منابع انسانی اهمیت زیادی دارد و در این زمینه کمبود‌ها هم زیاد است. وقتی ما از یک کسب‌و‌کار تکنولوژی‌محور صحبت می‌کنیم، در قدم نخست باید یک تیم فنی وجود داشته باشد که پایه کار را درست انجام بدهد و کار را درست شروع کند. در اکوسیستم نوآوری که بسیاری از نیروهای آن طی سال‌های اخیر مهاجرت کرده‌اند و همین حالا هم بسیاری از افراد به خاطر شرایط کرونا که شرکت‌های خارجی به آن دچار شده‌اند، به‌صورت ریموت با شرکت‌های خارج از ایران کار می‌کنند و تفاوت ارزش ریال و دلار هم فاحش است، کسب‌و‌کارهای تکنولوژی‌محور با کمبود شدید منابع انسانی مواجه هستند. بنابراین خود ما هم در این زمینه با مشکلات عجیب و غریبی روبه‌رو هستیم و طی یک سال اخیر برای جبران کمبود منابع انسانی در این زمینه تلاش کرده‌ایم که استعدادهایی را جذب کنیم و خودمان به آنها آموزش بدهیم تا نیازهای‌مان را مرتفع کنیم.
در حال حاضر شما به چه مهارت‌های تخصصی نیاز دارید که چنین افرادی با این ویژگی را در ایران نداریم؟
نه اینکه منابع انسانی را در ایران اصلا نداشته باشیم بلکه بحث عدم تناسب عرضه و تقاضاست یعنی الان تقاضا از سمت شرکت‌ها برای افرادی با تخصص‌هایی چون پی‌اچ‌پی، گولنگ، دواپس و… زیاد است ولی متاسفانه چون چنین افرادی را یا کم داریم یا در حال کار در مجموعه‌های دیگری در ایران و خارج از ایران هستند، تقاضا با عرضه تناسب ندارد. مثلا الان در پادرو در حال توسعه تیم فنی هستیم و به ۱۰ تا ۱۵ نفر نیاز داریم ولی افراد را که می‌بینیم و شرایط را که بررسی می‌کنیم با توجه به نیاز‌هایی که داریم و با توجه به کارهایی که قرار است بکنیم، می‌بینیم که تناسبی بین مهارت‌ها و نیازهایی که ما داریم، وجود ندارد.
برگردیم به آمار و ارقام مرتبط به پادرو؛ در حال حاضر با چه تعداد کسب‌و‌کار همکاری می‌کنید؟
کسب‌و‌کارهایی که در حال حاضر با آنها در حال همکاری هستیم به چند بخش تقسیم می‌شوند؛ بخشی از این شرکت‌ها، شرکت‌های اینترنتی شناخته‌شده هستند. ما به این شرکت‌ها بیشتر در زمینه لجستیک خدمات ارائه می‌کنیم. برخی از کسب‌و‌کارهای دیگر هم که در حال حاضر با پادرو همکاری می‌کنند، روی شبکه‌های اجتماعی حضور دارند. در این زمینه با چند هزار کسب‌و‌کار در حال همکاری هستیم و به آنها خدمات و سرویس ارائه می‌کنیم.
مدل درآمدزایی پادرو و شیوه درآمدزایی این کسب‌وکار به چه صورت است؟
روی سرویس ارسال و پرداخت، یک عدد ثابت به ازای هر سفارش دریافت می‌کنیم. این عدد در حال حاضر هزار تومان است. نگاه‌مان این است که با تعداد زیاد سفارش، منابع درآمدی مورد نیازمان را کسب کنیم. همچنین روی سرویس‌های جدیدی که در حال معرفی آنها به بازار هستیم مثل سرویس‌های مدیریت مشتریان یا سرویس‌های مدیریت کمپین‌ها، دریافتی‌هایی را از کسب‌و‌کارها داریم که حق عضویت ماهانه یا سالانه بابتش دریافت می‌کنیم.
شما الان در رأس یک کسب‌و‌کار قرار دارید که در زمان رکود اکوسیستم جذب سرمایه بزرگی داشته و توانسته در زمانی که ایده‌های نو و راه‌اندازی کسب‌و‌کار بدون اغراق با رکود مواجه است، کسب‌و‌کاری راه‌اندازی کند و به نوعی لنز توجهات را به خود معطوف کرده است. اما از آنجایی که اصولا کارآفرین همیشه با حالتی از خوف و رجاء مواجه است، الان مهمترین ترس‌هایت چیست؟ آیا به اینکه نکند دوباره هم نشود، چه اتفاقی خواهد افتاد و… هم فکر می‌کنی؟
دقیقا چنین حالت‌هایی وجود دارد و اینها همان حالت‌هایی است که ممکن است مانع خواب شبانه شما بشود و دائما فکر را درگیر می‌کند و طبیعی هم است که چنین شرایطی وجود داشته باشد. چون با خودت فکر می‌کنی که الان افرادی بیرون از کسب‌وکار که به تو نگاه می‌کنند، تیمت به تو اعتماد کرده است، سرمایه‌گذار سرمایه‌اش را روی کسب‌وکارت هزینه کرده و همه این مسائل در کنار هم که قرار می‌گیرد، قطعا استرس‌های خود را ایجاد می‌کند. اما آنچه در نهایت باید به آن معتقد باشیم این است که این‌ها بخشی از سختی‌های مسیر کار است. هرچند دائما آدم با خودش فکر می‌کند الان باید چه کاری بکنم؟ قدم بعدی چه خواهد بود و… ضمن اینکه توقع اکوسیستم هم توقع متفاوتی است در این شرایط و بنابراین من هم این فشار را درک کرده و احساس می‌کنم. یک موضوعی که می­تواند خیلی از این نگرانی­ها را کمتر کند، جذب نفرات توانمند و پر تلاش مثل تیمی است که پادرو الان در اختیار دارد.
با وجود این فشارها و سختی‌‌ها، چه چیز یا چیزهایی امیدوارت می‌کند؟
شاید برای شما جالب باشد که از زمانی که جذب سرمایه پادرو اتفاق افتاده است، بیش از حد تصور من پیشنهادهایی برای همکاری به دست‌مان رسیده است. این نکته نشان می‌دهد که کسب‌و‌کارهای حاضر در اکوسیستم به خدماتی که پادرو ارائه می‌دهد، اقبال دارند و همین مسئله، انرژی ما را بیشتر می‌کند تا تلاش کنیم که خدمات و سرویس‌های متفاوت و دارای ارزش زیادی به آنها ارائه کنیم.
در واقع این تعامل و همکاری، این احساس را در ما ایجاد می‌کند که توانسته‌ایم پیام خود را به خوبی منتقل کنیم. ضمن اینکه این تعاملات حال تیم‌مان را هم خوب کرده و انرژی بیشتری به تیم تزریق کرده و این امید را در ما ایجاد کرده که در مسیری حرکت می‌کنیم که احتمالا بتوانیم خدمات و ارزش‌های زیادی به این بازارها اضافه کنیم.
در هر صورت این مسیر، مسیری است که در هر گام آن باید منتظر حادثه باشیم و مسیر کارآفرینی همین است. توقعات هم از خود کسب‌و‌کار و هم از اکوسیستم متفاوت و بالاست و بلاخره اضطراب‌های مربوط به حوزه کاری وجود دارد ولی امیدی که الان ما داریم موجب شده تا بتوانیم استرس‌ها و ترس‌ها و سختی‌ها را مدیریت و تحمل کنیم.
شما قبلا در یک هلدینگ کار کرده‌اید؛ آیا پادرو هم به سمت این که هلدینگ بشود و زیرمجموعه‌های زیادی داشته باشد، پیش خواهد رفت؟
هدف ما شرکت‌داری نیست یعنی به سمت‌وسویی که بخواهیم شرکت‌داری بکنیم، نخواهیم رفت. بلکه نگاه ما این است که یک سبد محصول درست بکنیم. ما قطعا هسته اصلی کسب‌وکارمان را خودمان توسعه می‌دهیم ولی در برخی از مقاطع به سرویس‌هایی نیاز خواهیم داشت که این سرویس‌ها را با رجوع به مجموعه‌های دیگر یا رجوع مجموعه‌های دیگر به ما، دریافت خواهیم کرد تا بتوانیم دامنه محصول و خدمت را با همدیگر تکمیل کنیم. همان‌طور که گفتم نگاه ما این است که سبد محصول ایجاد کنیم. پس استارتاپ‌هایی که در این حوزه وارد بشوند، برای ما جذابیت دارند و زمینه همکاری با آنها را خواهیم داشت.
اگر بخواهی هدف غایی از راه‌اندازی و موجودیت پادرو را در چند جمله بگویی، به چه نکاتی اشاره خواهی کرد؟
در کل، پادرو استارتاپی است که تلاش می‌کند تا بر مبنای خلق ارزش کار کند. یعنی نگاه ما صرفاً به این صورت نیست که به بازاری ورود بکنیم، آورده مالی از آن داشته باشیم و کل تصورات کسب‌وکاری ما بر مبنای مسائل درآمدی قرار گرفته باشد. الان هم که کارمان را در بخش‌های ارسال و پرداخت که مهم‌ترین بخش‌های فروش هستند، شروع کرده‌ایم، در حال ایجاد و خلق ارزشی هستیم که بتواند کسب‌وکارها را چند پله جلوتر ببرد یعنی تسهیل امور کسب‌وکارها در بحث پرداخت و ارسال. بنابراین هدف‌مان این نبود که مجموعه‌ای برای ارسال و پرداخت ایجاد بکنیم و خودمان وارد عملیات بشویم. بلکه هدف این بود که فاصله و جای خالی و گپ موجود در این زنجیره‌ها را پیدا بکنیم و تا حد ممکن با تکنولوژی آن را حل کنیم.
بنابراین، تلاش کردیم تا شرکت‌های موجود در بازار را شناسایی کرده و بخش‌هایی که آنها امکان پوششش را ندارند با استفاده از تکنولوژی پوشش داده و بهره‌وری و سطح خدمات را در این بازارها ارتقا بدهیم. ما تاکید زیادی بر این نکته داریم که یک شرکت تکنولوژی هستیم و بنابراین در هر بازاری که ورود بکنیم با شناخت و شناسایی خلاءهای موجود، قصد داریم که با ابزار تکنولوژی آن جاهای خالی را پر کنیم.
بنابراین هدف ما این نیست که یک شرکت عملیات باشیم و بدون برنامه به یک مجموعه چند صد نفری یا چند هزار نفری تبدیل شویم، بلکه نگاه‌مان این است که هر جا خلاء تکنولوژی وجود دارد، ما با ابزار تکنولوژی این خلاء را پر کنیم یعنی تمام تلاش‌مان این است که چابک بودن خودمان را حفظ کنیم و رشد متناسب با توسعه کسی و کارمان را تجربه کنیم. قاعدتا قرار نیست براساس بزرگ‌شدن هرچه بیشتر کسب­وکار شرکت، به همان میزان تعداد نفرات و منابع انسانی شرکت هم بدون دلیل و بی‌رویه بزرگ و زیاد بشود.
بلکه قرار است با بهره مندی از تکنولوژی، کمترین میزان ممکن ورود به بخش­های عملیاتی را داشته باشیم. در واقع می‌خواهیم یک شرکت تکنولوژی که بر مبنای خلق ارزش حرکت می‌کند، باقی بمانیم.

این میزان از سرمایه را قرار است در کدام بخش‌های کسب‌و‌کار هزینه بکنید؟ این سرمایه قرار است برای چه مصارفی استفاده شود و در واقع چه تغییر در کسب‌و‌کار شما ایجاد خواهد کرد؟
میزان هزینه­کرد پادرو برای اینکه به اهداف تعیین‌شده خود برسد، قطعا بیش از عدد ۳۰۰میلیارد تومانی است که الان جذب کرده‌ایم است. این عدد در واقع مابه‌التفاوت میزان درآمدزایی است که پادرو در این مسیر ایجاد خواهد کرد و عددی که مورد نیازش برای تحقق اهدافش است. مثل هر کسب وکار دیگری که سرمایه جذب می­کند، نقدینگی مورد نیاز پادرو برای رسیدن به اهداف خود بیش از رقم ۳۰۰ میلیارد است اما بخشی از سرمایه مورد نیاز را از درآمدزایی تامین می‌کند و بخش دیگری را از سرمایه‌ای که جذب کرده است.
پادرو برای کسب چه سهمی از بازاری که در آن حضور دارد، تلاش می‌کند؟
پادرو در بازارهایی با توزیع‌شدگی عجیب و غریبی حضور دارد. یکی از این بازارها مربوط به کسب‌وکارهایی است که در شبکه اجتماعی اینستاگرام حاضر هستند. شبکه ‌اجتماعی که حداقل ۴۰میلیون کاربر ایرانی در آن فعال هستند و در این فضای بیش از ۲۰۰هزار کسب‌و‌کار فعالیت می‌کنند و همچنین چند صد هزار کسب‌و‌کار بومی و محلی در آن هستند. میانگین تعداد سفارش به ازای هر کسب‌وکار در این فضا بسیار اندک است و این مسئله نشان می‌دهد که این بازار، بازار سختی است.
به نظر من در چنین بازاری تعداد بازیگرانی که ورود خواهند کرد، حتما بیشتر خواهد شد. ما به‌عنوان شرکتی که در این زمینه پیشرو هستیم، سعی می‌کنیم که سهم متناسبی از این بازار را به دست بیاوریم. چون اگر قرار است به‌عنوان بازیگر پیشرو و بزرگ بازار مطرح شویم، حداقل‌هایی برای کسب سهم وجود دارد و ما باید آنها را به دست بیاوریم. در این بازار محصول اهمیت بسیار زیادی دارد که خدمات را به موقع و متناسب با نیاز مشتریان به آنها ارائه بکند. اگر این اتفاق بیفتد، رشد ارگانیک مورد نظرمان و در نتیجه سهم قابل‌توجهی از این بازار که دائما در حال بزرگ‌ترشدن است هم به دست خواهد آمد.

تولدی دیگر!
۳ سال پیش، یعنی سال‌۹۷ و در یکی از روزهای گرم مردادماه تهران، به دفتر محل کارش رفتیم و گفت‌وگویی با او داشتیم. آن زمان مدیرعامل بامیلو بود و با توجه به قرارگیری در رأس یک مجموعه عریض و طویل، حرف‌های زیادی داشت. می‌گفت به من می‌گویند آتش‌نشان چون برای هر مسئله‌ای، راه‌حلی داشت. آن زمان ۳۳ ساله بود و با گذشت ۳سال، پشوتن پورپزشک ۳۶ شده است.
این‌بار شرایط کرونا مانع از دیدار حضوری شد. روی اسکایپ با پشوتن حرف زدیم. حالا ۳سال باتجربه‌تر شده. البته چیزهای زیادی تغییر کرده است.
او دیگر مدیرعامل بامیلو نیست چون اصولا بامیلویی در کار نیست. الان استارتاپ پادرو را راه‌اندازی کرده است و اصطلاح جدیدی را هم با خود یدک می‌کشد؛ سوشال کامرس یا تجارت اجتماعی. به صورت ساده می‌توان گفت پادرو پلتفرم هوشمند و مبتنی بر تکنولوژی است که در حوزه پرداخت، ارسال، مدیریت سفارش­ها، ارتباط به مشتریان و چند حوزه جدید به کسب­وکارها خدمات می­دهد.

حرکت به سمت کارآفرینی
برای آشنایی بیشتر با پشوتن باید بگوییم که ‌متولد تهران است و به لحاظ تحصیلی، در رشته نرم‌افزار و در مقطع لیسانس دانشگاه چالوس درس خوانده است. از سال‌۹۳ تا ۹۷ مدیرعامل بامیلو بود. بعد از جدایی از بامیلو، روی ایده پادرو تمرکز کرد و به سمت کارآفرینی آمد.
حالا تیمی ۴۰نفره در پادرو دارد؛ کسب‌وکاری که قرار نیست بی‌هدف و بی‌برنامه بزرگ شود بلکه قرار است بر پایه تکنولوژی و براساس نیازهایی که تشخیص می‌دهند، تیم هم رشد بکند.
پشوتن امیدهای زیادی به پادرو دارد. او خود و کسب‌وکارش را دارای جایگاه در زنجیره ارزش سرمایه‌گذارش می‌داند و این نکته را دارای اهمیت حیاتی معرفی می‌کند. همین چند وقت پیش بود که ۳۰۰ میلیارد تومان از مجموعه فناپ جذب سرمایه داشت و بیش از ۶۲درصد از سهام پادرو را هم به ازای این جذب سرمایه واگذار کرد.

اهل ریسک و چالش هستم
بنیانگذار پادرو می‌گوید یکی از دلایلی که به سمت کارآفرینی و راه‌اندازی کسب‌وکار سوق پیدا کرده، این است که شخصیتی دارد که از چالش و ریسک استقبال می‌کند. نه اینکه نترسد یا شرایط نگرانش نکند، بلکه همیشه به این نکته فکر می‌کند که احتمالا راه‌حلی خواهد یافت. برنامه‌های بزرگی برای پادرو دارد. پادرو می‌خواهد بازیگر اول بازار باشد.
حالا چشم اهالی اکوسیستم به پشوتن است. اینکه این بار چه خواهد کرد و کسب‌وکارش چگونه پیش خواهد رفت. او اما امیدها و انگیزه‌های زیادی دارد. انرژی بسیاری به کارش تزریق می‌کند و ‌از بازار بزرگی می‌گوید که جاهای خالی و خلأهای بسیاری دارد که می‌توان خدمات متنوعی به کسب‌وکارهای مختلف در این بازار ارائه داد.
البته پیوسته بر یک اصطلاح جدید یعنی سوشال کامرس یا تجارت اجتماعی تاکید می‌کند و کسب‌وکارهای حاضر در شبکه‌های اجتماعی را از جمله بازارهای هدف پادرو معرفی می‌کند؛ کسب‌وکارهایی که خدمات پرداخت و ارسال، از جمله مهم‌ترین نیازهای آنها به‌شمار می‌روند و پادرو برای‌شان برنامه‌های قابل‌توجهی در نظر دارد.

پادرو چیست و چه می‌کند؟
در فاز اول از شکل­گیری کسب­وکار که تمرکز این کسب وکار بر ارسال و دلیوری بود، پادرو به عنوان بازار اینترنتی خدمات پستی معرفی می­شد. به­صورت ویژه هدف پادرو استفاده از امکانات تکنولوژی برای بهینه‌سازی سیستم حمل‌ونقل و لجستیک ایران بود تا بستری را برای ارتباط مستقیم بین همه تامین‌کنندگان آنلاین و آفلاین خدمات پستی و متقاضیان در این حوزه فراهم کند.
اما امروز پادرو دامنه خدمات خود را بزرگتر کرده و اگر امروز بخواهیم پادرو را معرفی کنیم، می‌توانیم بگوییم که یک بستر نرم‌افزاری یا یک پلتفرم برای ارائه خدمات متنوع به کسب‌و‌کارهای بزرگ، کوچک و متوسط به‌ویژه در حوزه تجارت اجتماعی است. در واقع پادرو به تدریج به یک تسهیل­گر خدمات در حوزه سوشال کامرس یا تجارت اجتماعی تبدیل می‌شود.
همچنان‌که یکی از قسمت‌های اصلی سرویس‌هایی که پادرو ارائه می‌کند، مربوط به خدماتی است که به کسب‌و‌کارهای کوچکی که در شبکه‌های اجتماعی حضور دارند، ارائه می‌دهد. چون این کسب‌و‌کارهای کوچک و متوسط از زیرساخت‌های شبکه‌های اجتماعی برای ارائه خدمات خود استفاده می‌کنند، قاعدتا خدمات مورد نیاز این کسب‌و‌کارها سرویس‌های مشخصی است که بسته به نیازها و اولویت‌هایی که دارند، پادرو قصد دارد که دامنه خدمات خود را به این کسب­وکارها، افزایش دهد.
همان‌طور که بعد از حوزه دیلیوری و ارسال، وارد حوزه پرداخت شد و در حال حاضر به بخش مدیریت سفارش­‌ها و ارتباط با مشتریان وارد شده است.

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.