این شهر خرج دارد

چالش‌های تامین‌مالی پروژه‌های شهر هوشمند

0

 نیاز شهرها به ارتقای زیرساختهای خود با فناوریهای هوشمند در مقیاس گسترده، با چالش مهمی به نام «تامینمالی» مواجه است. شهرهایی که با محدودیت بودجه مواجهند، نیازمند شناسایی مدلهای کسبوکاری هستند که میتواند به جذب منابع مالی پایدار و بادوام بخش خصوصی کمک کرده و ارتقای زیرساختها را از نظر اقتصادی توجیهپذیر کند. عوامل متعددی تامین‌مالی پروژه‌های شهر هوشمند را دشوار میکند. یکی از موانع رایج، ریسک فناوری است. پروژههای مرتبط با فناوریهای جدید، ممکن است اولین پروژهای باشند که یک فناوری خاص را به کار میگیرند، این در حالی است که در غیاب تجربه اثباتشده، اعتماد سرمایهگذار به یکپارچگی و قابلیت استفاده از فناوری کاهش پیدا میکند. همچنین، تأمین منابع مالی برای آن دست از پروژههای شهر هوشمند نیز که در آنها ارزش تولید شده به سختی به پول تبدیل میشود،  دشوار باشد. به عنوان مثال، یک پروژه ممکن است تأثیرات مثبت اجتماعیاقتصادی داشته باشد، اما راهی برای تخصیص یک رقم ریالی به ارزش تولیدشده در نتیجه اجرای آن پروژه وجود نداشته باشد.

از دیگر مواردی که تامینمالی در آنها با موانع جدی مواجه است، میتوان به پروژههایی اشاره کرد که مسیر مشخصی برای کسب درآمد ثابت ندارند؛ جایی که بازگشت سرمایه (ROI) نامشخص استیا ماهیت غیرمتعارف پروژههای شهرهای هوشمند مبتنی بر اتصال متقابل مبتنی بر Wi‌Fi، فیبر نوری و نظایر آن تجهیزات و دستگاههای فیزیکی با زیرساختها، که اغلب فاقد تمرکز سنتی و تکبخشی تأمین متعارف و مورد علاقه سرمایهگذاران است. در نهایت،آن دست سرمایهگذارانی که ماهیت شهرهای هوشمند را درک میکنند، اغلب دارای پیشزمینه در حوزه توسعه زیرساخت هستند. با این حال، ترجیح آنها سرمایهگذاری در پروژههای بلندمدت است.

ماهیت کوتاهمدت پروژههای مرتبط با فناوری میتواند خارج از محدوده مورد علاقه آنها باشد و ورود اینگونه سرمایهگذاران به پروژههای شهر هوشمند میتواند خطرات و چالشهای بیشتری را برای پروژههای شهرهای هوشمند ایجاد کندیک گام کلیدی در هر تلاش برای تامینمالی در شهرهای هوشمند، توسعه یک برنامه استراتژیک جامع برای سرمایهگذاری بر نقاط قوت پروژه است. این برنامه جامع میتواند منجر به تسهیل در سرمایهگذاری شده و به دسترسی پروژه به منابع مالی کمک کند. این برنامه باید شامل یک مدل تجاری قوی باشد که در آن، رویکردهای خلاقانه به منابع مالی و تامینمالی باشد که شامل شناسایی منابع جدید درآمد و مدلهای کسبوکار جدید برای بازیابی و جذب ارزش است. همچنین، این مدل تجاری باید ساختارهای مالی نوآورانه برای سرمایهگذاران را نیز دربرداشته باشد

در حالی که گزینههای متعددی جهت تأمین منابع مالی برای سرمایهگذاری در شهرهای هوشمند وجود دارد، یک چالش در استفاده از بسیاری از این گزینهها، تطبیق پروژه با مناسبترین ابزار تامینمالی است. این مسئله مستلزم درک کامل ماهیت پروژه، جریانهای نقدی بالقوه آن، طیف گزینههای تامینمالی موجود (محلی و بینالمللی) و روشهای تدارکات و تحویل پروژه است.

مدلهای کارآمد ارائه پروژههای شهر هوشمند

یک پروژه شهر هوشمند موثر با چندین مرحله کلیدی شروع میشود. اولین مرحله، تعریف شفاف اهداف و نتایج مورد نظر است تا ذینفعان بتوانند اقدامات خود را در جهت دستیابی به آن اهداف تنظیم کنند. مرحله بعد، تهیه فهرستی از داراییهای موجود است که برای انجام پروژه شهر هوشمند بهکارگرفته خواهد شد. با تکمیل این مقدمات، زمان تعریف مدل کسبوکار فرا رسیده است. با تعریف مدل کسبوکار، به سوالات کلیدی در خصوص ارزشآفرینی پروژه پاسخ داده میشود. سوالاتی نظیر پروژه چگونه ارزش اقتصادی ایجاد خواهد کرد؟ چه زنجیرههای ارزش جدیدی از فناوریهای پیشرفته و خدمات مرتبط به وجود میآیند؟

سپس باید تعیین شود که پروژه مورد نظر، چگونه درآمد و جریان نقدی آزاد ایجاد میکند. آیا این پروژه به بودجه بیشتری از آنچه که بتواند از درآمد خود بازیابی کند، نیاز دارد؟ پروژه چه نوع ارزشی ایجاد خواهد کرد (مستقیم یا غیرمستقیم)‌ و آن ارزش چگونه محقق میشود؟ (پروژه چگونه پول درمیآورد؟)در نهایت، باید برنامهای برای تأمین بودجه و تامینمالی پروژه شهر هوشمند تدوین شود.

تفاوت میان تأمین بودجه و تأمینمالی

در تأمین بودجه، دولت یا شهرداری مقدار مشخصی از پول را برای دستیابی به هدفی مشخص (مثلا برای انجام یک پروژه) بدون هیچ انتظاری برای بازپرداخت ارائه میکند. در تامینمالی، شخصیت حقیقی یا حقوقی (معمولا یک یا چند مؤسسه مالی) مقدارمشخصی از سرمایه را (در قالب بدهی یا حقوق صاحبان سهام) به یک پروژه پرداخت میکند، با این انتظار که مبلغ پرداختشده با بهره بازپرداخت شود.

تفاوت میان تأمین بودجه و تأمین‌مالی

طرحها و پروژههای شهر هوشمند نیازمند مدلهای کسبوکار نوآورانهاند

یک طرح یا پروژه شهر هوشمند میتواند روی هر دارایی فیزیکی یک پوشش دیجیتالی ایجادکرده و راه را برای بهرهبرداری از فرصتهای جدید مبتنی بر آن دارایی، افزایش بهرهوری و جریانهای درآمدی جدید باز کند. یکی از عوامل مهم موفقیت یک پروژه شهر هوشمند، تعیین یک مسیر روشن برای کسب درآمد ثابت (مدل درآمدی) است. شناسایی و تعیین یک جریان مالی شفاف، به خصوص اگر پروژه به دنبال تامینمالی خصوصی باشد، بسیار مهم است

برای تعیین موثرترین راه برای تامینمالی پروژه شهر هوشمند، باید تصمیم گرفته شود که چه کسی هزینه خدمات را پرداخت میکند و ریسکهای مرتبط را به عهده میگیرد. از نقطه نظر تاریخی، بخش دولتی و عمومی اولین گزینه بوده است. اغلب، دولت یا شهرداری برای ساخت و بهرهبرداری از خدمات هزینه میکند و بازدهی را در قالب کاهش هزینه جاری یا ارتقای کارایی دریافت میکند. اما بخش عمومی میتواند با دریافت هزینه استفاده از خدمات از مردم (به صورت مستقیم یا غیرمستقیم) ، سرمایه خود را بازیابی کند. در یک سناریوی جایگزین، درآمد برای حمایت از یک پروژه شهر هوشمند می‌‌تواند از فروش ارزش تولید شده به سایر بازیگران طرف سوم حاصل شود.

برای مثال، حامی پروژه ممکن است فضای تبلیغاتی ایجادشده روی یک دارایی را به فروش برساند، از دادههای جمعآوری شده توسط سرویس  کسب درآمد کند یا همکاریهای راهبردی ایجادکرده و از این درآمدها برای پرداخت هزینه ارائه رایگان خدمات به شهر و شهروندان استفاده کند. حامی مالی باید به طور مداوم به دنبال فرصتهایی برای استفاده از بستر فناوری و شبکه برای ایجاد جریانهای درآمدی بیشتر برای شهرهای هوشمند باشد. فروشندگان فناوری و سایر شرکا میتوانند راههای خلاقانهای برای کسب درآمد از راهحلها و خدماتی که در هر لایه از معماری کسبوکار ارائه میدهند، پیدا کنند. این فرصتها ممکن است منعکسکننده مدلهای درآمدی مورد استفاده در اقتصاد دیجیتال باشد. تا به امروز ۴مدل موثر درآمد دیجیتال عبارتند از: استفاده از تبلیغات برای پشتیبانی از یک سرویس؛ فروش اشتراک نامحدود، کسب درآمد از دادهها (به عنوان مثال، فروش دادههای جمعآوریشده توسط خدمات به شرکتها برای اهداف بازاریابی) و پرداخت به ازای هر بار استفاده از خدمت.

حامی مالی پروژه شهر هوشمند در ارزیابی مدلهای درآمدی بالقوه برای یک پروژه نیازمند پاسخ به  چند سؤال مهم است:

  •   آیا پروژه از طریق جریانهای درآمدی مستقیم سود اقتصادی به دست میآورد؟ آیا پروژه جریان نقدی آزاد (پول باقیمانده پس از پرداخت تمام هزینهها) ایجاد میکند که بتوان از آن برای پوشش هزینههای مختلف، مانند هزینههای سرمایه اولیه، مالی، عملیاتی و نگهداری استفاده کرد؟
  •   پروژه با چه نوع ریسکی مرتبط با جریان نقدی آزاد، مقدار، قطعیت و منبع آن مواجه است و این خطرات چگونه بر نوع منابعی که حامی مالی تأمین میکند، تأثیر میگذارد؟
  •   آیا میتوان منابع مالی دولتی و خصوصی را با هم ترکیب کرد؟ این مسئله گاهی اوقات در صورتی انجام میشود که جریانهای نقدی برای بازپرداخت منابع مالی از بخش خصوصی تأمین شده است، کافی نباشد. این امر با پرداخت حق بیمه برای سطح ریسک منتقلشده محقق میشود.
  •   آیا ارزش فعلی کل هزینههای سرمایهگذاری بیشتر از ارزش فعلی درآمد خالص است؟ اگر چنین شکاف بودجهای وجود داشته باشد، حامی باید سازوکارهای تامینمالی جایگزین را شناسایی کند.

جذب ارزش و بازیابی دارایی

در کنار استراتژیهای سنتیتر تامینمالی، یک شهر میتواند از جذب ارزش برای تامین‌مالی پروژه‌های شهر هوشمند استفاده کند. جذب مستقیم ارزش در یک پروژه با استفاده از استراتژیهایی مانند اشتراک درآمد، اشتراک سود، اصلاح قرارداد تامینمالی، تعرفه کاربر و ارائه کارمزد صورت میگیرد. جذب ارزش غیرمستقیم در نتیجه تصمیمات بخش عمومی(مثلا تغییر منطقهبندی) یا سرمایهگذاریها (مثلا توسعه یک سیستم حملونقل جدید)، ارزش ایجاد میکند که به نفع توسعهدهندگان است. بخش عمومی حتی میتواند با اجاره سرقفلی دارایی و یا تعویض یک قطعه زمین با بخشی از داراییهای بخش خصوصی، ارزش بیشتری از یک پروژه به دست آورد.

گزینه دیگر بازیابی دارایی است. در این استراتژی، بخش عمومی یک دارایی عمومی را به یک نهاد خصوصی میفروشد (یا اجاره میدهد) و سپس از درآمد حاصله برای تامینمالی سرمایهگذاری آتی استفاده میکند. دارایی به فروش رسیده یا اجاره دادهشده، ممکن است از آن دسته داراییهایی باشد  که دیگر به آن نیاز نیست. یک راهکار دیگر، فروش دارایی با هدف بهرهبرداری ازارزش فعلی آن و اجارهکردن دوباره آن برای استفاده عمومی استهدف نهایی در هر مورد، استفاده از داراییهای موجود برای افزایش سبد مالی بخش عمومی و در عین حال دستیابی به ارزش (پول) به منظور توسعه شهر هوشمند است.

جذب ارزش و بازیابی دارایی در تامین‌مالی پروژه‌های شهر هوشمند

گزینههای تامین‌مالی پروژه‌های شهر هوشمند

پروژههای شهرهای هوشمند اغلب به سرمایهگذاران متعددی نیاز دارند. جذب منابع مناسب سرمایه (بدهی یا سهام) برای یک پروژه معین نیازمند تلاش، نوآوری و درک صحیح و کامل از ارتباط پیچیده اجزای اساسی پروژه با یکدیگر است. پروژههای شهرهای هوشمند ممکن است شامل داراییهایی نظیر زیرساخت فیزیکی سنتی، فناوریها و اتصالات جدید، سیستمهای حملونقل و ویژگیهای ایمنی و امنیتی باشند. آنها همچنین ممکن است شامل جنبههایی از یک پروژه مرتبط با توسعه اقتصادی، نقاط جذاب گردشگری، مولفههای اجتماعی مورد نظر شهروندان و پایداری باشند. سرمایهگذاران و تأمینکنندگان مالی، معیارهای مشخصی برای ارزیابی پروژهها دارند. برخی سرمایهگذاران فقط در زیرساختهای سنتی مانند جادهها و سیستمهای حملونقل سرمایهگذاری میکنند، در حالی که برخی دیگر فقط در پروژههایی سرمایهگذاری میکنند که با استراتژیهای سرمایهگذاری متمرکز بر داراییها، بخشها، کشورها یا موضوعات خاص مطابقت داشته باشد. بنابراین، توسعه یک برنامه استراتژیک با هدف فراهمکردن منابع مختلف تامینمالی برای بخشهای مختلف پروژههای بزرگ شهر هوشمند از اهمیت ویژهای برخوردار است. این امر با تهیه بستههای تامینمالی مختلف که منطبق با معیارهای سرمایهگذاری گروههای مختلف مطابقت داشته باشد، محقق میشود

گزینه‌های تامین‌مالی پروژه‌های شهر هوشمند

مکانیسم‌های تامین مالی پروژه‌های شهر هوشمند

ساختارهای تدارکاتی مورد استفاده پروژه‌های شهر هوشمند

همانطور که استراتژیهای مختلف تأمین بودجه و تامینمالی برای پروژههای مختلف شهرهای هوشمند به کار گرفته میشوند، ساختارهای تدارکاتی مختلف نیز برای انطباق با استراتژیهای تأمینبودجه/ تأمین تامینمالی مورد نیاز هستند. گزینههای ساختارهای تدارکاتی شهر هوشمند عبارتنداز:

  •   تحویل مستقیم:

بخش عمومی کالاها یا خدمات را مستقیما با استفاده از کارکنان/داراییهای عمومی به مشتری ارائه میدهد.

  •   تدارکات سنتی:

بخش عمومی نیاز خود را برای کالاها و خدمات تعریف میکند، آنها را از طریق روشهای سنتی تدارکات و قرارداد تهیه میکند و هزینه آن را میپردازد.

  •   قراردادهای عملیاتی:

بخش دولتی برای ارائه کالا و خدمات با فروشنده تجهیزات قرارداد میبندد. این قراردادها ممکن است طیف وسیعی از فعالیتها از کمک فنی گرفته تا مسئولیت کامل عملیات و مدیریت یک دارایی زیرساخت عمومی را شامل شود. معمولا این قراردادها کوتاهمدت هستند

  •   مجوز:

معمولا برای تأمین فناوریها استفاده میشود. این قراردادها معمولا در دو نوع هستند. اولین مورد یک مجوز دائمی است که یک بار خرید اولیه است که توسط بودجه اولیه(CAPEX)تأمین میشود. دیگری مجوز اشتراک است که با پرداختهای دورهای از بودجه عملیاتی(OPEX) پشتیبانی میشود.

  •   اجاره بلندمدت:

اجاره اموال یا تجهیزات به جای خرید، انعطافپذیری را فراهم میکند و هزینههای اولیه را کاهش میدهد.

  •   سرمایهگذاری مشترک:

در این مدل مشارکت بخش خصوصی(PSP)، بخش دولتی به بخش خصوصی ملحق میشود تا به طور مشترک خدمات/دارایی را در تلاش برای بهترین عملکرد ارائه دهد. در بسیاری از موارد، این ساختار توسط بخش دولتی برای درگیرکردن خود در یک پروژه (اغلب) بدون تأمین بودجه استفاده میشود. البته، بخش عمومی معمولا دسترسی به یک دارایی را برای ورود به این مشارکت مورد استفاده قرار میدهد

  •   مشارکت عمومی‌- خصوصی (PPP):

بر اساس این ساختار، دولت با بخش خصوصی برای ارائه خدمات قرارداد(معمولا بلندمدت) میبندد. ارائه خدمات ممکن است شامل ساخت یک دارایی مرتبط و اساسی باشد. با این حال، پرداخت بر اساس عملکرد و در دسترس بودن سرویس انجام میشود. با استفاده از انتقال ریسک، بخش دولتی ریسکهای قابل مدیریت را به بخش خصوصی انتقال میدهد تا تولید درآمد به ازای منابع محقق شود.

  •   حق امتیاز:

توافقی برای بهرهبرداری از داراییهای دولتی بر مبنای قوانین تجاری برای ایجاد بازده (به عنوان مثال، قراردادهای اپراتور راهآهن که در آن دولت زیرساختهای ریلی را تأمین میکند).

  •   خصوصیسازی:

این جایی است که بخش خصوصی مسئولیت کامل طراحی، تحویل و بهرهبرداری از پروژههایی را برعهده دارد که خدمات عمومی را ارائه میدهند. بخش عمومی هیچ کنترل مستقیمی بر این نهادها به جز قوانین و مقررات ندارد. در موارد خاص، این خدمات پروژه ممکن است توسط دولت ارائه شده باشد و بخش خصوصی ممکن است ادامه انجام پروژه یا مدیریت دارایی را به دست آورد.

گزینه‌های تامین بودجه

تامین‌مالی که معمولا شهرهای هوشمند انتخاب برای انجام پروژه‌ها  انتخاب می‌کنند.

گزینه‌های تامین بودجه  در تامین‌مالی پروژه‌های شهر هوشمند

جمعبندی

 در حالی که مفهوم شهرهای هوشمند فرصتهای جذابی را به بخش عمومی و شهرداریها، شهروندان و کسبوکارها ارائه می‌‌کند، تهیه پول و سرمایه لازم برای حمایت از محصولات و خدمات شهر هوشمند میتواند کاری پیچیده باشد. زمانی که مدیران شهری بر طیف کاملی از گزینههای تأمین بودجه، تامینمالی و تدارکات اشراف داشته باشند، باید با تحلیل مزایای هرکدام، استراتژیهایی را انتخاب کنند که به بهترین وجه با شرایطشان سازگار باشد و امکان موفقیت طرحهای شهر هوشمند را افزایش دهد.

  • نویسندگان:

سید روزبه موسوی، تحلیلگر حوزه شهر هوشمند

سیدعلی خدامحسینی، تحلیلگر حوزه ارتباطات و فناوری اطلاعات

ارسال دیدگاه
امتیاز بدهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.