چطور یک کارفرمای خلاق باشیم

0

ممکن است فکر کنید خلاق‌بودن یعنی آنتی‌تز دادن و خلاف همه مقررات رفتار کردن. حتی ممکن است فکر کنید خلاق‌بودن یعنی اتاق نامرتب داشتن، همه جا نقاشی کردن، ایده‌ها را روی در یخچال و دیوار نوشتن و مدام طرح‌کشیدن. شاید هم فکر می‌کنید فرد خلاق با همه دنیا غریبه است و به شکلی دیوانه. 

همه این تصورات سینمایی را کنار بگذارید و قبل از هر چیز ببینید خلاق‌بودن یعنی چه؟ واقعیت این است که یک کارفرما باید خلاق باشد. باید روش‌های حل مشکل قدیمی و جدید را بداند. افراد خلاق جهان را طوری تصویر می‌کنند که هنوز وجود ندارد و قرار است متولد شود. آنها با استفاده از تصوراتشان چیزهایی خلق می‌کنند. به روش‌هایی برای جلو رفتن فکر می‌کنند و مدام به فکر بزرگ‌تر‌شدن هستند. جلو رفتن با ابزارهای ناچیز، چیزی نیست که اتفاقی رخ دهد. بله! کاملا از روی عزم و اراده رخ می‌دهد و مسلما نیاز به ایده دارد.

ثبات و خلاقیت

ممکن است در نگاه اول فکر کنید این دو واژه با هم متضاد هستند، اما واقعیت این است که راز خلاقیت، ثبات داشتن است. افسانه است که می‌گویند خلاقیت ریشه در درهم‌ریختگی دارد. خلاقیت به‌ندرت بدون نظم ایجاد می‌شود. ثبات و نظم چارچوبی می‌سازد که در آن یک نابغه می‌تواند ظهور کند.

مخترع‌ها معمولا قبل از اینکه ایده‌‌ای را عمل کنند که همه چیز را متحول می‌کند، هزاران ایده در ذهن می‌پرورانند. ون‌گوگ هر روز نقاشی می‌کرد، تکنیک‌های مختلف نقاشی را امتحان می‌کرد تا اینکه سبک خاص خودش را یافت و حتی وقتی به سبک مورد نظر خودش رسید تا زمانی که زنده بود، کسی به او اهمیت نمی‌‌داد.

کارفرمایان خلاق معمولا برخی کارها را به صورت روزانه و روتین انجام می‌دهند، چون اطمینان دارند که یک روز آنچه را که کِشته‌اند، درو خواهند کرد. کیشاون بلک‌استون کارفرمایی است که در صنعت سرگرمی مشغول به کار است و شرکت Tak3 One Productions را اداره می‌کند. او ۲۴ ساله است و در لس‌آنجلس به دنیا آمده است. هرگز دانشگاه نرفته و درعوض با مطالعه و‌ به‌صورت تجربی خود را آموزش داده است. او با دقت تمام روز خود را برنامه‌ریزی می‌کند و از ثبات در طول هفته خود اطمینان حاصل می‌کند.

گرفتار  تصمیم‌گیری

موفقیت بی حد و حصر نیاز به محدودیت دارد. اعتمادبه‌نفس مداوم، نیاز به فروتنی دارد. خلاقیت درخشان نیاز به کار روتین دارد. اینجا همه چیز متناقض است. وقتی پارامترهای مد نظرتان نامحدود هستند، خلاق‌بودن سخت است بنابراین اولین‌قدم این است که نقطه تمرکز خود را محدود کنید. یک بار دیگر به هدفتان و نیازهای مشتری‌تان فکر کنید. برای مثال از خود بپرسید: «این کار جواب می‌دهد اگر…؟». به محض اینکه برای خود حد و مرزی تعیین کردید، خلاقیت در شما شروع به کار می‌کند.

گرفتار تصمیم‌گیری‌شدن، حقیقت دارد. از خواب بلند می‌شوید برای اینکه صرفا تصمیم بگیرید چه بپوشید، چه بخورید و کجا کار کنید. همه اینها اتلاف وقت و انرژی است. وقت و انرژی که می‌توانید در مسیر دیگری بهتر از آنها استفاده کنید. برای رهایی از این وضعیت برای خود قوانین و مقرراتی وضع کنید تا از اتلاف وقت و انرژی جلوگیری شود. در این صورت فرصت بیشتری برای کسب تجربه و آزمایش ایده‌های جدید خواهید داشت.

بیشتر خوانید: تعریف کار گروهی چیست

تصمیم‌گیری روزانه درباره مسائلی که اهمیت ندارند را رها کنید. چطور؟ از یک هفته قبل برای هفته آینده برنامه‌ریزی کنید. اساسا نیازی نیست شما درباره خیلی چیزها فکر کنید و تصمیم بگیرید. مسائل پیش‌پا‌افتاده را به دیگران واگذار کنید. برای خودتان سیاست‌های شخصی تعیین کنید و به خودتان بگویید چه کاری را باید انجام دهید و چه کاری را انجام ندهید. مثلا ممکن است با خودتان قرار بگذارید تا قبل از ساعت ۱۰ صبح ایمیل‌هایتان را چک نکنید و اینکه تا قبل از وقت ناهار به پیام‌های دوستانتان پاسخ  ندهید. هدف این است که ذهنتان برای ایده‌های خلاقانه آزاد باشد. درگیرش نکنید.

کارهای روتین صبح

صبح زود بهترین زمان است‌، چون ذهن شما بعد از استراحت شبانه بسیار سرحال است و باقی افراد نیز خواب هستند. بنابراین صبح زود را از دست ندهید.

اگر سری به اینترنت بزنید، می‌بینید که کارفرمایان بزرگ همه سحرخیز بوده‌اند و طبق یک برنامه از پیش معین‌شده رفتار کرده‌اند.

می‌گویند اگر صبح‌تان را درست شروع کنید، باقی روز نیز درست خواهد بود.

محرک جدید

منابع الهام را در خارج محیط کاری خود جست‌وجو کنید. عکاسی کنید، مطالعه کنید، مجله ورق بزنید، چند دفترچه برای خود داشته باشید. ایده‌ها را بنویسید. سعی کنید همیشه در شکار ایده‌ها باشید. درباره اینکه چطور دیگران در بازارهای دیگر کسب‌و‌کارشان را به پیش می‌برند، کنجکاو باشید. این کار واقعا چشمان شما را به روی فرصت‌های جدید باز می‌کند و ایده‌های جدید به ذهنتان هجوم می‌آورند.

اطمینان حاصل کنید که برای کارهای غیر از کسب‌و‌کارتان وقت می‌گذارید. می‌گویند بهترین ایده‌ها زمانی به ذهن خطور می‌کنند که مشغول کار نیستید. نیوتن وقتی آن سیب روی سرش سقوط کرد، در حال کار‌کردن نبود! شاید وقت آشپزی‌کردن، پیاده‌روی، عکاسی‌کردن، تلفنی صحبت‌کردن با یک دوست، پازل درست‌کردن و کارهایی از این قبیل ایده‌ای به ذهنتان خطور کند.

در هر صورت سعی کنید روزانه زمانی را تعیین کنید که طی آن ذهنتان خالی است. ایده‌های نو برای ورود به ذهنتان نیاز به فضا دارند. همیشه ذهنتان را به روی اطلاعات جدید باز نگه دارید. خود را در معرض الهام قرار دهید.

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.