در واژهنامه بورسینس و از دیدگاه سرمایهگذاران بورسی آمده است که پول هوشمند، پولی است که توسط افراد به اصطلاح باتجربه، با اطلاعات خوب و «با دانش» سرمایهگذاری میشود.
با وجود اینکه شواهد تجربی کمی برای اثبات عملکرد بهتر پول هوشمند وجود دارد، اما در بسیاری از روشهای سفتهبازی، تاثیر چنین جریانات پولی را به طور جدی در نظر میگیرند و نمودارهای پول هوشمند در برابر پول کودن (dumb money) میتواند تفاوت بین موقعیتهای معاملاتی دو گروه در بازار را نشان دهد.
اسمارت مانی (پول هوشمند) در اکوسیستم استارتاپی هم خیلی خلاصه به پولی گفته میشود که دارنده آن صرفا دارنده منابع مالی نیست بلکه دانش و تکنولوژی لازم برای رشد و موفقیت استارتاپ را نیز دارا بوده و دانش انباشته خوبی (شکست یا موفقیت) از سرمایهگذاریهای استارتاپی دارد و با ترکیب این دو مورد (پول و دانش) میتواند مسیر استارتاپ را برای موفقیت هموارتر کند.
من در این نوشته قصد ندارم ابعاد مختلف پول هوشمند را بیان کنم اما میدانم جذب سرمایه ممکن است بلای جان استارتاپ بشود و به جای موفقیت، شکست را برای استارتاپ به ارمغان بیاورد. شاید تعجب کنید که چگونه ممکن است سرمایه نقش خوب خود را از دست بدهد و «بد» شود.
لازم است همین ابتدا اشاره کنم که سرمایه بد لزوما به «سرمایهگذاران» مربوط نیست و عموما خود «بنیانگذاران» هم در بد شدن سرمایه نقش کمکی ایفا میکنند.
امیدوارم بتوانم در این یادداشت مفهوم «سرمایه خوب، سرمایه بد» را صرفا بر اساس تجربیاتم در دو طرف میز (هم به عنوان مدیر و فاندر ویسی و هم به عنوان فاندر استارتاپ) برای علاقهمندان شرح دهم. «سرمایه خوب، سرمایه بد» مفهومی اهم از پول هوشمند است و در بسیاری موارد اهمیتش خیلی هم تاثیرگذارتر از هر مقوله دیگری در بحث سرمایهگذاری است.
با توجه به اهمیت جذب سرمایه برای استارتاپها، به ۱۰ مورد که در تشخیص خوب یا بد بودن سرمایهای که قصد جذبش را دارید، اشاره خواهم کرد. (۶ مورد در این شماره و ۴ مورد دیگر در شماره بعد) من امیدوارم توجه به این شاخصها از یک طرف کمک کند به توسعه smart money و از طرف دیگر ابزاری برای بنیانگذاران هوشمند (smart founders) باشد.
