بحران تخصص و هویت در یک استارتاپ

0

این روزها یک دغدغه جدی سراغم آمده، اینکه به‌عنوان یک موسس استارتاپ احساس می‌کنم هیچ تخصصی ندارم. از همه‌چیز کمی می‌دانم و در بعضی موارد هم در مطلب عمیق شده‌ام. خلاصه دچار بحران هویت تخصصی شدم.

شاید برایتان سوال باشد که الان به‌عنوان یک موسس چه دغدغه‌هایی وجود دارد و باید در چه زمینه‌های تخصصی اطلاع داشت. در حال حاضر ما درگیر این موارد هستیم: بحث‌های حقوقی و ثبتی، بحث مدیریت محصول و توسعه آن، تست محصول، تحقیقات کاربر، تحقیقات بازار، تحقیقات در حوزه محتوا، مدیریت منابع انسانی، مدیریت منابع مالی، تحقیق و توسعه، طراحی تجربه کاربری، حفظ چابکی و نابی روند پروژه، طراحی و تحلیل سیستم Gamification و…

هرکدام از این مباحث برای خود دنیایی دارد و خودش یک نقش سازمانی درست‌وحسابی است. چه می‌شود کرد؟ در این مرحله (منظورم مرحله استارتاپی است) نباید ریخت‌وپاش زیادی کرد و باید چابک پیش رفت. من و هم‌بنیان‌گذارم شدیدا درگیر این موارد هستیم.

داشتم با خودم فکر می‌کردم که آیا در دنیا واقعا دیگر موسسان هم دچار چنین بحرانی هستند؟ جستجو و مطالعه چند وبلاگ از موسسان یک سری استارتاپ‌های موفق، من را به این نتیجه رساند که بله، به‌عنوان موسس، همه‌کاره‌وهیچ‌کاره خواهی بود و یک جنرالیست به تمام معنی باید باشی!

نکاتی را مطالعه کردم که برای خودم جالب بودند و می‌خواهم آن‌ها را با شما در میان بگذارم:

به‌عنوان موسس یک استارتاپ باید دائم در حال اخراج کردن خودتان باشید! به چه معنا؟ یعنی اینکه در اول کار باید خودتان خیلی از کارها را انجام دهید و به‌محض اینکه از کارها سر درآوردید، یک نفر را استخدام کنید. البته اگر امیدی به رشد و موفقیت استارتاپتان دارید. از کجا پول بیاوریم برای حقوق؟ در مطالب بعدی بیشتر به این موضوع اشاره می‌کنم. سعی کنید دامنه اطلاعاتی خودتان را در زمینه‌های مختلف (مخصوصا مواردی که در بالا ذکر شد) توسعه دهید، شاید کمی عجیب به نظر برسد، ولی لازم است، ضرر نمی‌کنید! چیزی هم که الان زیاد است اطلاعات است. روزی یک ساعت وقت بگذارید و در زمینه‌های مطرح‌شده اطلاعات کسب کنید. خدا را شکر کلی وب‌سایت آموزشی به‌صورت ویدئویی هست که می‌توانید از آن بهره‌مند شوید.

اخراج کردن خودتان خیلی مهم است. در آینده که استارتاپتان در حال رشد است، باید برای هریک از نقش‌های نصفه‌نیمه‌ای که دارید، یک نقش سازمانی تمام‌وقت استخدام کنید تا کارها را انجام دهد. پس شما قرار است چه کاری انجام دهید؟ شما به‌عنوان موسس از روز اول حضور داشتید، دیدی جامع نسبت به کل محصول و بازار دارید، اینجا شما تخصصی دارید که هیچ کس نمی‌تواند داشته باشد (دیدی کل‌نگر نسبت به پروژه). خوب که چی؟ اینجا شما یک وظیفه مهم دارید و آن فکر کردن است. زمانی که استارتاپتان رشد می‌کند، شما ۵۰ درصد وقتتان احتمالا صرف مباحث روزمره کسب و کارتان می‌شود و الباقی وقتتان را باید صرف امور دیگری کنید:

 کشف و بهره‌برداری از فرصت‌های جدید

 برنامه‌ریزی دقیق‌تر برای یکی دو سال آینده

 فکر کردن به روش‌هایی که کمپانی‌تان چطور ممکن است از بین برود یا اینکه تهدیدها چیست؟

 جستجوی منابع انسانی حرفه‌ای و متخصص که بتوانند نقش‌های شما را بهتر انجام دهند و وقت شما آزادتر شود.

درنهایت زیاد نگران نباشید، اگر الان به‌عنوان موسس همه کاری می‌کنید، به نظر من راه درستی است. من هم مثل شما همین راه را می‌روم.

البته به این شکل کار کردن انتقاداتی وارد است و به شرایط کسب‌وکار شما خیلی وابسته است، ولی بدانید بسیاری از موسسان استارتاپ‌های معروف دنیا همین روند را طی کرده‌اند، پس نگران نباشید.

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.