از روی صندلی بلند شوید!
سرنوشت کارآفرینان بزرگی که به شکستشان و به تصمیمهای اشتباهشان اعتراف کرده و بهموقع آن را پذیرفتهاند نشان میدهد پذیرش اشتباه و شکست آغاز یک دوره جدید و آغاز یک موفقیت بزرگ درآینده نهچندان دور است
مطالب برگزیده شنبه به انتخاب سردبیر
سرنوشت کارآفرینان بزرگی که به شکستشان و به تصمیمهای اشتباهشان اعتراف کرده و بهموقع آن را پذیرفتهاند نشان میدهد پذیرش اشتباه و شکست آغاز یک دوره جدید و آغاز یک موفقیت بزرگ درآینده نهچندان دور است
ما با سیاست ، کاری نداریم اما سیاست دست از سر ما و بیزینس ما بر نمیدارد
چند هفته پیش وقتی در مخالفت با تپسی و اسنپ عدهای را به مجلس گسیل کردند تا علیه این دوشرکت شعار بدهند، مجموعه تحت امر یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری در تهران اعلام کرد دوشرکت استارتاپی فوق فعالیتشان غیرقانونی است. به فاصله چند هفته حالا همان مدیر با حمله به دولت که مدیریت شما منسوخ
سیاست، زمین بازی ما نیست، اما به این معنا هم نیست که نسبت به تحولات سیاسی داخلی و خارجی بیتفاوت باشیم؛ چراکه هرگونه تحول و تصمیمات جدید در حوزههای سیاسی و اقتصاد کلان بر اجزای زندگی ما و کسبوکارمان تاثیر میگذارد. میدانم شما هم احیانا مثل من و خیلی از کارآفرینان جوان دیگر بیش از
این را تنها من نمیگویم اگر کتاب «ساختن اکوسیستم کارآفرینانه» یا همان «جامعه استارتاپی» نوشته «بردفلد» را بخوانید. شما هم تصدیق خواهید کرد که همین جوانان بینام و نشان که هر هفته رویداد همفکر را یا رویدادهایی مثل همفکر را در شهرهای مختلف ایران برگزار میکنند. رهبران امروز اکوسیستم کارآفرینی استارتاپی ایران هستند. چرا میگویم
ابتدای اردیبهشت ماه تولد یکسالگی شنبه است. به این معنا که از ابتدا تا پایان سال ۹۵ با انتشار منظم و بدون وقفه ۵۲ هفته با شما بودیم؛ ۵۲هفته بدون پنجشنبه و جمعه؛ ۵۲هفته سخت و پراسترس و گاه طاقتفرسا. آنچه ما را مصمم کرد و امیدوار به ادامه این راه سخت، رسیدن به قلهای
زرینپال؛ درگاهی برای پرداخت اینترنتی. درگاهی که دوست دارد با پیاسپیها یا همان درگاههای پرداخت آنلاین بانکها مقایسه شود و انگار میخواهد تنه به تنه آنها بزند. برادران امیری یعنی علی و مصطفی، بهعنوان بنیانگذاران این استارتاپ، در صبحی بهاری و پرباران روبهروی شنبه نشستند و از صفر تا صد کسبوکارشان گفتند. اینکه از کجا
جوان است. مثل همه مدیران استارتاپی و خوشبرخورد، خوشپوش و پرکار. متولد ۱۳۶۲ از ۲ سالگی شیراز را به مقصد آلمان ترک می کند. بعد از ۲۹ سال اتفاقی برای کمک به زلزلهزدگان به تبریز میآید. همانجا به این میاندیشد که برای تجارت از نوع الکترونیکی اش به ایران بیاید. حالا حوالی میدان ونک در
سال تمام میشود برای همه آنهایی که موفق شدند و برای آنهایی که نارو خوردند یا براثر اشتباهشان یا به خاطرکمبود سرمایه و به خاطر یک عالمه یاهای دیگر شکست خوردند. تحویل سال برای همه ما یک لحظه و آن است مثل همان پریدن ماهی برای خروج از تنگ. دادار دودور تحویل سال را که
زمستان دارد بساطش را جمع میکند. هفته بعد آخرین شماره شنبه را منتشر میکنیم تا بعد از یک سال کار نفسگیر برویم برای تعطیلات. تا به حال به این فکر کردید که در تعطیلی عید که همه درگیر مسافرت هستند، از این فرصت استفاده کنید و به رشد بیزینستان سرعت بدهید؟ اگر این سوال را