فریلنسرها جنگجوهای عصر جدید

چند نکته حیاتی برای بازاریابی فعالیت‌های فریلنسری

0

در این مقاله راهکارهایی را برای بازاریابی خود به عنوان یک فریلنسر به شما معرفی می‌کنیم که امیدواریم به دردتان بخورد. از مزایای آزادکاری یا فریلنسری پیش از این بسیار گفتیم و بیش از این جایز نیست بگوییم.

شاید جالب باشد بدانید که ریشه کلمه فریلنسر هیچ ارتباطی با اینترنت و محتوا و برنامه‌نویسی و مسائلی از این دست ندارد. فریلنس از ترکیب دو کلمه فری (free) به معنای آزاد و لنسر (lancer) به معنای نیزه‌دار تشکیل شده است.

اولین کاربرد این واژه زمانی بود که حکومت‌های باستانی در جنگ‌های خود به دلایلی مانند کمبود ارتش، کمبود زمان آرایش ارتش و… به جای استفاده از ارتش خود یا در کنار ارتش، افرادی را در ازای پرداخت مبالغی به طور موقت برای جنگ به استخدام خود در‌می‌آوردند‌ و در متون قدیمی قرن ۱۷ و ۱۸ نیز استفاده از این واژه به چشم می‌خورد.

با ورود به قرن حاضر و نفوذ اینترنت، ایجاد فرهنگ کار جمعی و جمع‌سپاری که تقریبا از سال ۲۰۰۶ به‌صورت رسمی وارد فرهنگ واژگان کسب‌وکار شد، شاخه‌ای از کار به آزادکاری یا فریلنسری نیز به صورت رسمی ایجاد شد که به جنگجویان فریلنسر در دوران باستان نیز بی‌شباهت نیست.

فریلنسرها جنگجویانی هستند که صاحبان کسب‌وکار برای پیشبرد اهداف تجاری خود، آنها را به‌صورت موقت استخدام می‌کنند. در گذشته‌های دور آن دسته از فریلنسرهایی که توانمندتر بودند، افتخارات بیشتری داشتند، در جنگ‌های بیشتری شرکت کرده بودند، دشمنان بیشتری را به زانو در‌می‌آوردند یا حتی دستمزد کمتری نسبت به سایرین داشتند، اغلب از شانس بیشتری برای استخدام توسط حکومت برخوردار بودند.

امروز اگرچه شاید در نگاه اول جنگی که بین کسب‌وکارها در جریان است، چندان واضح نیست، ولی عینا همان جنگ‌های باستانی در حال اتفاق افتادن است با این تفاوت که اهداف و سلاح‌ها متفاوت است.

امروز‌ هدف اصلی کسب‌وکارها جذب مشتری است و سلاح‌های متعددی را مانند بازاریابی، بازاریابی محتوا، تکنولوژی و نوآوری، شبکه‌های اجتماعی و… در اختیار دارند‌ که برخی ترجیح می‌دهند برای استفاده از این سلاح‌ها، کارمند استخدام کنند، برخی تصمیم می‌گیرند سلاح‌هایشان را در اختیار شرکت‌های مختلف به صورت برون‌سپاری، قرار دهند و برخی از توانایی فریلنسرها استفاده می‌کنند!

فرقی نمی‌کند شما یک جنگجوی فریلنسر قرن‌۱۷‌‌ باشید یا یک جنگجوی فریلنسر قرن‌۲۱، در هر صورت شما باید برای موفق‌شدن توانایی بازاریابی خود را داشته باشید و کارفرما را مجاب کنید تا از توانایی شما استفاده کند.

در این مقاله راهکارهایی را برای بازاریابی خود به عنوان یک فریلنسر به شما معرفی می‌کنیم که امیدواریم به دردتان بخورد. از مزایای آزادکاری یا فریلنسری پیش از این بسیار گفتیم و بیش از این جایز نیست بگوییم.

اما اگر بخواهیم از سختی‌های آن بگوییم احتمالا اولین چیزی که به ذهن هر فریلنسری خطور می‌کند، این موضوع است که چطور خودم را معرفی کنم؟ چطور باید برای خودم بازاریابی کنم؟ و…
نگران نباشید با مطالعه این مطلب تا انتها روش‌هایی را برای بازاریابی خودتان خواهید آموخت…

فرقی نمی‌کند شما یک جنگجوی فریلنسر قرن ۱۷‌ باشید یا یک جنگجوی فریلنسر قرن۲۱، در هر صورت شما باید برای موفق‌شدن توانایی بازاریابی خود را داشته باشید و کارفرما را مجاب کنید تا از توانایی شما استفاده کند‌

اولین و مهم‌ترین نکته: بخواهید شما را ارجاع بدهند

شاید باورش برایتان سخت باشد ولی باید پذیرفت که ۸۴‌درصد کسب‌وکارها برای خرید محصولات و خدمات مورد نیاز خود، تحقیقات را از ارائه‌دهندگانی شروع می‌کنند که توسط سایر کسب‌وکارها، دوستان، مشتریان و… معرفی شده باشند. بنابراین اگر با داشتن یک طرح و برنامه دقیق و کاربردی از مشتریان و یا سایر صاحبان کسب‌وکارهایی که می‌شناسید درخواست کنید تا شما را به سایرین معرفی کنند یا حتی کیفیت ارائه محصول یا خدمت‌تان را آنقدر افزایش دهید که بدون نیاز به درخواست، خود کسب‌وکارها، شما را به یکدیگر معرفی کنند، ۸۴درصد شانس بیشتری برای دیده‌شدن خواهید داشت.

دومین و نه کم‌اهمیت‌ترین: در حوزه‌ای که استعداد دارید تمرکز کنید

نیاز مشتری

خودتان را جای مشتریتان بگذارید: برای خرید یک تلفن همراه به یک همه‌چیز‌فروشی مراجعه می‌کنید یا یک گوشی فروشی معتبر؟

یا فرض کنید می‌خواهید کار تولید محتوایتان را به یک فریلنسر واگذار کنید و یک فریلنسر به شما می‌گوید من تنها در سئو مهارت دارم ولی دیگری می‌گوید من در همه‌چیز و همه کار مهارت دارم! شما به کدام‌یک اعتماد می‌کنید؟

فرض کنید ۳۰ سالتان است، کدام کتاب را می‌خرید؟ کتابی که می‌گویید چگونه در سن ۳۰‌سالگی در ۵ روز ۵ کیلو وزن کم کنید یا کتابی که می‌گوید مهم نیست چه کسی هستید یا به شما با یک روش می‌گوییم چگونه وزن کم کنید؟!

گمان می‌کنم پاسخ به سؤالات فوق از بدیهیات محسوب شود و دقیقا به همین دلیل شما هم باید استعداد و علاقه خود و نیاز مخاطب را در یک مخلوط‌کن بریزید و در نهایت یک خدمت را برای ارائه به مخاطبانتان انتخاب کنید و روی همان تمرکز کنید، به این‌صورت هم با منابع و تلاش کمتری می‌توانید خود را معرفی کنید و هم تصویر بهتری را به عنوان یک متخصص و فرد حرفه‌ای در ذهن مشتری احتمالی خود، ایجاد خواهید کرد، اما چه حوزه‌هایی در بازاریابی محتوا وجود دارد که می‌توانید در آنها به‌صورت متمرکز و متخصص فعالیت کنید:

کپی‌رایتر یا کانتنت رایتر (نویسنده محتوا) برای وب‌سایت و وبلاگ: شاید باورتان نشود ولی در ادبیات کسب‌وکار بین یک کپی‌رایتر و کانتنت‌رایتر تفاوت زیادی وجود دارد. کپی رایتر به کسی اطلاق می‌شود که وظیفه وارد‌کردن داده‌های مربوط به کمپین‌ها، ایمیل‌ها، توضیحات محصول و خدمت و سایر صفحات فرود از این دست را دارد، در حالی که وظیفه یک کانتنت‌رایتر نوشتن مقاله بلاگ، تولید ای‌بوک و وایت‌پیپر، ویدئو و پادکست و… است.

به‌طور خلاصه می‌توان گفت کار یک کپی‌رایتر منظم‌کردن وارد‌کردن داده‌های موجود برای محصولات و خدمات است، در حالی که کانتنت‌رایتر را می‌توان خالق محتوا دانست؛ کسی که محتوا را از چیزی که وجود ندارد خلق می‌کند.

در بسیاری از کشورهای خارجی که فرهنگ فریلنسری در آنها پیشرفت کرده، کپی رایتینگ یا کانتنت‌رایتینگ دو مهارت متفاوت محسوب می‌شود که انتظار می‌رود توسط دو فرد متفاوت با مهارت‌های متفاوت انجامشان دهند که البته این موضوع در ایران چندان اهمیت زیادی ندارد و اصولا کپی‌رایترها همان کانتنت‌رایترها هستند و برعکس، البته انتظاری که می‌رود نیز همین است.

شبکه‌های اجتماعی

شبکه اجتماعی: مدیریت شبکه اجتماعی مهارت کاملا متفاوتی را نسبت به کانتنت‌رایتینگ یا کپی‌رایتینگ طلب می‌کند، زیرا با توجه به متفاوت‌بودن جنس رسانه در بسیاری از موارد مخاطبان نیز متفاوت خواهند بود، قالب‌های محتوایی که باید کار شود متفاوت خواهند بود، زمان انتشار، لحن و… متغیرهای بسیار زیاد دیگری وجود دارد که یک مدیر شبکه اجتماعی را از یک کانتنت‌رایتر متمایز می‌سازد، بنابراین اگر فکر می‌کنید در معرفی خودتان قرار است بگویید من یک کانتنت‌رایتر هستم که در مدیریت شبکه اجتماعی نیز مهارت دارم، سخت در اشتباهید.

متخصص سئو

متخصص سئو: اگرچه تولید محتوا یکی از ارکان حیاتی سئو است، اما سئو مهارتی کاملا متفاوت است. شما به عنوان یک سئوکار حرفه‌ای آخرین کاری که قرار است در دنیا انجام دهید، تولید محتواست… یک سئو‌کار فردی است که مهارت بسیار زیادی در تحلیل و آنالیز و ارتباط عمومی و اندکی مهارت کدنویسی دارد. بنابراین به عنوان یک سئوکار حرفه‌ای هرگز مهارت تولید محتوا و… را به عنوان مهارت اصلی خود به کارفرما معرفی نکنید. البته این مسائل یک حکم قطعی نیست، زیرا همه معادله‌ها ممکن است تغییر کند!

در پیشنهاد قیمت عجول و طماع نباشید

پیشنهاد قیمت

بیایید رو‌راست باشیم. یک کسب‌و‌کار چه موقعی به جای استفاده از نیروی درون شرکت یا همکاری با شرکت‌های ارائه‌دهنده خدمت، از فریلنسرها کمک می‌گیرد و یا آنها را استخدام می‌کند؟ اگر واقع‌بینانه به مسئله نگاه کنیم، مهم‌ترین نکته صرفه اقتصادی برای آن کسب‌و‌کار است به این معنا که مدیران کسب‌وکار با ارزیابی هزینه‌های ملموس و غیر‌ملموس استخدام یک کارمند یا برون‌سپاری کار به یک شرکت به این نتیجه می‌رسند که هزینه سپردن کار به فریلنسر کمتر خواهد بود.

پس با پیشنهاد یک قیمت نجومی کارفرما را از برون‌سپاری کار منصرف نکنید. به‌خصوص وقتی تازه شروع به کار کرده‌اید یا برند شخصی خودتان را شکل نداده‌اید، سعی کنید قیمتی که پیشنهاد می‌دهید قابل تصور، رقابتی، دقیق و محاسبه شده باشد.

وب‌سایت یا بلاگ داشته باشید

۴۶درصد کسب‌وکارهای کوچک که به‌صورت B2B فعالیت می‌کنند، وب‌سایتی برای خود ندارند که می‌تواند برای شما یک فرصت بسیار بزرگی محسوب شود، زیرا شما تنها با داشتن یک وب‌سایت ساده برای معرفی خودتان و ارائه نمونه کارهایتان می‌توانید از ۴۶درصد رقبایتان جلو بزنید. و البته توجه داشته باشید که اگرچه داشتن وب‌سایت برای عموم فریلنسرها یک مزیت محسوب می‌شود، ولی برای فریلنسرهای متنی امری حیاتی است؛ حیاتی‌تر از نان شب. زیرا قطعا نباید کارفرما شما را به عنوان کوزه‌گری بشناسد که در کوزه شکسته آب می‌خورید.

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.