شیپور به سهم یک میلیارد دلاری از بازار فکر می‌کند +بخش اول

0 402

صبح زود بلند شدن و خود را به دکه روزنامه رساندن که مبادا روزنامه همشهری تمام شود، از جمله تجاربی است که بسیاری از افراد دارند؛ چه آن‌هایی که می‌خواهند جنسی را بخرند، چه آن‌ها که دنبال شغلی می‌گردند و چه آن‌هایی که می‌خواهند از چاپ شدن آگهی خود مطمئن شوند. اما در حال حاضر بازار نیازمندی‌ها و شیوه‌های پاسخ‌گویی به آن رنگ و بوی دیگری به خود گرفته. ابزارهای مدرنی راهی زندگی روزمره شده‌اند که دادوستدها در همه ارکان جامعه را تحت تاثیر خود قرار داده‌اند. در این میان اپلیکیشنی چون شیپور با ۴ سال قدمت وارد این بازار شده تا مکانی باشد برای یافتن هر آن چیزی که مشتری می‌خواهد و به قول بنیان‌گذارش از شیر مرغ تا جان آدمیزاد در آن پیدا می‌شود. داستان شیپور و سایر اپلیکیشن‌های مشابه موجب شده مشتریان در هر ساعت و هر لحظه‌ای از شبانه‌روز به نیازمندهای مورد نظرشان دسترسی داشته باشند و از این دسترسی بازارهایی اینترنتی به گستره یک کشور ایجاد کرده‌اند. رضا اربابیان، بنیان‌گذار و مدیرعامل شیپور، در گفت‌وگو با شنبه از این بازار و برنامه‌های شیپور برای آن گفته است. از آغاز راه تا شرایط کنونی، از اینکه چرا تاکنون درآمدزایی نداشته‌اند و از برنامه‌های آینده و فرهنگ‌سازی در این حوزه. اربابیان تمام‌قد از استراتژی‌های شیپور دفاع کرده و استارتاپش را عقب مانده از قافله بازار یا برندی ناموفق نمی‌داند بلکه می‌گوید شیپور به سهم یک میلیارد دلاری از بازار ایران فکر می‌کند و طی ۵ سال آینده به این رقم دست می‌یابد. چشم‌اندازی که خیلی‌ها با شرایط کنونی این کسب‌وکار شاید چندان آن را جدی نگیرند مگر اینکه تغییراتی در راه باشد.

  ظاهرا از آن دست بنیان‌گذاران حوزه استارتاپی ایران هستید که مهاجرت معکوس داشته‌اید و از کانادا به ایران آمده‌اید. فکر می‌کنم بهتر باشد داستان شما را از همان کانادا و دلایل برگشتن شما به ایران شروع کنیم.

۱۴ ساله که بودم یعنی حدودا سال ۷۵ به همراه خانواده ایران را به مقصد کانادا ترک کردم. خانواده دو سال آنجا بودند و در کنار من حضور داشتند و بعد از آن به ایران برگشتند. من در حالی که تنها ۱۶ سال داشتم در آنجا ماندم و تا پایان دوره کارشناسی ارشد در کانادا تحصیل کردم.

  چند سال دارید و در چه رشته‌ای تحصیل کرده‌اید؟

۳۴ سال سن دارم و لیسانس اقتصاد و فوق‌لیسانس ام‌بی‌ای از کانادا گرفته‌ام.

  داستان شیپور از کجا شروع می‌شود؟

درسم که تمام شد به ایران برگشتم. چون خانواده‌ام از قدیمی‌های کارآفرینی در ایران بودند و با راه‌اندازی خط تولید حوله سهند در شهر تبریز سال‌ها در این زمینه تولید داشتند، من هم کسب‌وکار خانوادگی را پی گرفتم و ۲ سال در کار تولید حوله فعالیت کردم. اما همیشه چیزی در ذهنم بود که من را به سمت کسب‌وکارهای مدرن سوق می‌داد.

  چه زمینه‌ای در شما بود که انگیزه ورود به حوزه آنلاین‌ها را در شما ایجاد می‌کرد؟

فکر می‌کنم زندگی در کانادا تا حدود زیادی در این امر تاثیرگذار بود. چون آنجا که بودم از مشتریان پروپاقرص ای‌بی بودم. به‌ویژه وقتی دبیرستانی بودم، نسل قدیمی گوشی‌های تلفن همراه را خریداری می‌کردم و بعد قطعاتش را در ای‌بی می‌فروختم. خودم هم خریدهای زیادی از ای‌بی داشتم و چون فرهنگ خرید جنس و کالای دست‌دوم در آنجا کاملا جاافتاده بود، من حتی همه وسایل خانه‌ام را از ای‌بی خریدم. همین دیدگاه و این فرهنگ خریدوفروش از راه اینترنت ذهنیت ایجاد چنین کسب‌وکاری را برایم ایجاد کرده بود.

  چرا به ایران آمدید؟

مهم‌ترین دلیلش خانواده بود. دلیل دیگر شاید این بود که می‌خواستم کسب‌وکاری مانند سابقه تولیدی خانواده‌ام در ایران ایجاد کنم. مطمئنم اگر به ایران نمی‌آمدم همیشه این مسئله ته ذهنم می‌ماند که اگر به ایران می‌رفتم چه اتفاقی می‌افتد؟ به‌نوعی ترس از پشیمان شدن از نیامدن به ایران، من را به ایران کشاند و از اینکه برگشتم پشیمان نیستم. هرچند همان ذهنیت مربوط به اینترنت موجب شد این کار را رها کنم. دلیل اینکه این کار را رها کردم این بود که برای اداره تولیدی حوله مجبور بودم در شهری کوچک و در یکی از روستاهای اطراف تبریز زندگی کنم. از طرفی علاقه شخصی به تولید سنتی نداشتم و آینده‌اش را روشن نمی‌دیدم.

  بعد به سراغ راه‌اندازی شیپور آمدید؟

بله، حدودا فروردین سال ۹۰ بود که به فکر راه‌اندازی کسب‌وکاری آنلاین افتادم و شیپور را شروع کردم. البته ابتدا قصدم این بود که شیپور در زمینه اختصاصی خرید و فروش آنلاین خودرو باشد. به همین دلیل جست‌وجوهای زیادی انجام دادم. مثلا به سراغ نمایشگاه‌های اتومبیل می‌رفتم و با آنها صحبت می‌کردم و خریدوفروش آنلاین را برایشان توضیح می‌دادم تا نظرشان را بدانم. ولی بعد با خودم فکر کردم که درست نیست این همه زحمت را تنها به خودرو محدود کنم. بنابراین به این فکر افتادم که کسب‌وکاری شبیه «کرگزلیست» را که در کانادا و آمریکا فعال است و فقط نیازمندی‌هاست، در ایران پیاده‌سازی کنم، چون خلا آن در ایران احساس می‌شد.

  آن زمان نمونه کار این‌چنینی در ایران راه‌اندازی نشده بود؟

تنها «ایستگاه» بود که فعالیت می‌کرد که البته بیشتر سایتی مربوط به آگهی بود که نیازمندی هم در آن وجود داشت اما بیشتر حالت تبلیغاتی داشت. من می‌خواستم سایتی داشته باشم که بیشتر روی نیازمندی‌های کالایی بچرخد و مردمی‌تر باشد.

  کار را با چند نفر شروع کردید؟

تک‌نفره. تنها خودم بودم. از فروردین ۹۰ شروع کردم، تا مرداد ۹۱ که سایت لانچ و راه‌اندازی شد. با اینکه هیچ تجربه فنی و تکنولوژی در زمینه آنلاین نداشتم اما تصمیمم را گرفته بودم. بنابراین برای راه‌اندازی شیپور چندین انتخاب داشتم. مثلا اینکه از وب‌سایت‌هایی که برای فروش بودند خریداری کنم. برای شروع کار هم سایتی از ترکیه را الگو قرار داده بودم چون بازار ترکیه تا حدود زیادی شبیه بازار ایران است. البته این کار از جهاتی هم اشتباه بود و هم درست. چون بلد نبودم دقیقا چه چیزی می‌خواهم و چه چیزی از این سایت به دردم می‌خورد. از طرفی من از سایتی کپی‌برداری می‌کردم که ۱۲ سال از فعالیتش در این حوزه می‌گذشت و نمی‌توانست الگوی مناسبی برای بنیان‌گذار در آغاز راه باشد. درواقع من حداقل‌ها را رعایت نمی‌کردم چون دانش فنی در این زمینه را نداشتم.

  «دیوار» آن زمان لانچ نشده بود؟

چرا، ولی آنها هم در مرحله اپلیکیشن بودند. یعنی آن زمان هنوز خیلی کوچک بودند.

  رضا اربابیان با راه‌اندازی شیپور می‌خواست چه خدمت متمایزی به مشتریانش ارائه کند؟

مهم‌ترین مسئله تشخیص یک نیاز در ایران بود. نیاز به ارائه آنلاین نیازمندی‌ها و اینکه این ارائه کار مردم را راحت‌تر ‌کند. در بازارهای سنتی برای هر کالایی باید به بورس این کالا در گوشه و کنار شهر مراجعه کنید. از طرفی فرهنگ خرید لوازم دست‌دوم که می‌تواند به‌نوعی اقتصاد مقاومتی را هم عملی کند، هنوز در ایران جا نیفتاده و نگاه خیلی مثبتی نسبت به این مقوله وجود ندارد. اما همان‌طور که گفتم من در کانادا هیچ‌چیز را نو نمی‌خریدم. فکر می‌کنم ارائه آنلاین نیازمندی‌ها مهم‌ترین هدفش راحت کردن زندگی و افزایش قدرت خرید مردم است. سهولت دسترسی را هم باید به این دلایل اضافه کنید. از طرفی ورژن قدیمی نیازمندی‌ها نوع روزنامه‌ای آن است که محدودیت‌های ارائه کالا دارند. مثلا همشهری فقط خودرو، املاک، استخدام و خدمات دارد و مثلا لوازم دست‌دوم کمتر در آن پیدا می‌شود و از جذابیت‌های شیپور و استارتاپ‌های شبیه آن این است که تنوع کالاها و خدمات در آنها بالاست. وقتی چنین بازار آنلاینی شکل بگیرد و استفاده‌کننده داشته باشد، می‌توان به درآمدزایی‌اش امیدوار بود.

  سال ۹۱ حیات اصلی شیپور آغاز شد. الان و در سال ۹۵، شیپور دارای چه جایگاهی در اکوسیستم استارتاپی ایران است و چه رقیبانی دارد؟

ما یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های آنلاین ایران هستیم و در این بازار دو نوع رقیب داریم؛ رقیبان افقی و عمودی. افقی‌ها مثل خود ما هستند که همه‌چیز دارد. عمودی مثل استارتاپ‌هایی که تنها روی یک حوزه خاص تخصصی کار می‌کنند مانند «باما» یا «جاب اینجا».

  آیا در آینده قصد دارید وارد حوزه تبلیغات شوید مثل ای‌نتورک و صباویژن؟

ای‌نتورک تبلیغاتی است و هیچ ربطی به کسب‌وکارهایی چون شیپور ندارد. آنها کسب‌وکارهای «بی تو بی» هستند و ما «سی تو سی». در ای‌نتورک هیچ خرید و فروشی انجام نمی‌شود و درواقع ای‌نتورک برای دیگران تبلیغ می‌کند. اما ما در شیپور تبلیغات نداریم و جایگاهی برای تبلیغات کسب‌وکارها و بیزینس‌ها نیستیم و نمی‌خواهیم این دو مقوله را با هم خلط کنیم.

  مهم‌ترین بازیگران بازار نیازمندی‌های ایران چه کسانی هستند؟

من هنوز هم سهم عمده بازار نیازمندی‌ها را از آن همشهری می‌دانم.

  ارزش ریالی این بازار چقدر است؟

ظرفیت بازار ایران در این زمینه مانند بازار ترکیه است. از نظر جمعیتی و اینترنت و فرهنگ هم شباهت‌هایی داریم. آنجا سایت نیازمندی‌هایی کار می‌کند که سال‌هاست خود را جا انداخته و الان ارزشش حدودا یک میلیارد دلار است. به نظر من بازار ایران هم چنین ارزش و ظرفیتی دارد. یعنی یک شرکت می‌تواند به چنین سهمی در این بازار برسد.

  شیپور چقدر از سهم بازار را دارد؟

من بیشتر می‌توانم در مورد این مسئله حرف بزنم که بازار بزرگی پیش روی ماست. در حال حاضر شیپور درصد کوچکی از بازار را در اختیار دارد. ما هنوز حتی درآمدزایی نکرده‌ایم و بیشتر به دنبال این هستیم که فرهنگ‌سازی کنیم. فعلا هم ثبت آگهی در شیپور رایگان است و قصد داریم این بخش همیشه بدون هزینه باشد و درآمدزایی ما بیشتر از ارزش‌افزوده‌هایی باشد که بعدا اضافه خواهیم کرد. البته مدتی درآمدزایی داشتیم و هزینه‌هایی با عنوان ویتامین دریافت می‌کردیم. فعلا آن را کنار گذاشته‌ایم ولی دوباره از آن استفاده خواهیم کرد. 

  شیپور روزانه چقدر بازدید دارد؟

حدود ۳۰۰ هزار نفر در روز از شیپور بازدید می‌کنند.

  روزانه چقدر معامله در شیپور انجام می‌شود؟

آمار دقیقی نداریم. هرچند تخمین‌هایی داریم که البته نمی‌توانم به آنها اشاره کنم.

  رشد شیپور چگونه بوده و در این چهار سال با چه درصدی از رشد روبه‌رو بوده است؟

حدودا می‌توان گفت از سال ۹۴ تا الان ۱۵ برابر رشد داشته‌ایم. چه از نظر تعداد آگهی‌ها و چه از نظر کاربرهایمان که ۷ برابر شده است.

  آمار ثبت آگهی‌های شیپور چقدر بوده است؟

با توجه به آگهی‌های قدیمی و جدید و متغیر بودن آمارها می‌توان به صورت تقریبی گفت که روزانه بیش از ۳۰ هزار ثبت آگهی در شیپور داریم. البته باز هم باید بگویم که سهم همشهری همچنان زیاد است و تا ۴۰ هزار آگهی در روز می‌رسد، با این تفاوت که آنها پول می‌گیرند و شیپور همچنان رایگان است.

  با توجه به این آمار، این جذابیت برای شیپور وجود ندارد که از این میزان ثبت آگهی و کاربرهای روزانه درآمدزایی کند؟ یعنی فکر نمی‌کنید با داشتن ۳۰۰ هزار کاربر روزانه این فرهنگ‌سازی که به دنبالش هستید، انجام شده؟

برای درآمدزایی به کاربرها و رشدی حداقل سه برابر حالت فعلی فکر می‌کنیم.

  چرا شیپور به‌تنهایی هزینه فرهنگ‌سازی در حوزه استارتاپی را می‌پردازد؟ مثلا چرا دیوار چنین هزینه‌ای نمی‌پردازد یا اگر می‌پردازد در کنارش درآمدزایی هم دارد؟

دیوار هم تا مدت‌ها رایگان بود. حدود یک سال است که درآمدزایی‌اش را آغاز کرده. من هنوز هم اعتقاد دارم که باید فرهنگ‌سازی کنیم. می‌توانیم درآمدزایی را هم شروع کنیم ولی تا الان اولویت‌های دیگری داشته‌ایم.

  مشتری در بازار حتی در سوپرمارکت هم انتخاب می‌کند. خود شما هم به دیوار به‌عنوان یکی از رقبای خودتان اشاره کردید. چرا مشتری باید شیپور را انتخاب کند و نه دیوار را؟ مزیت رقابتی شما در این بازار چیست؟

هردو در یک زمینه کار می‌کنیم، اما مزیت‌های ریزودرشتی هم در این زمینه وجود دارد. مثلا در دیوار بیشتر کسب‌وکارها حضور دارند، بنابراین حضور بیزینس‌من‌ها و صاحبان کسب‌وکارها بیشتر است اما در شیپور مردم عادی حضور پررنگ‌تری دارند. این مسئله از مزایای اصلی ماست. رایگان بودن شیپور هم ازجمله مزیت‌های رقابتی‌اش محسوب می‌شود.

  ولی رایگان بودن بالاخره در جایی متوقف می‌شود. زمانی که درآمدزایی شما آغاز شود، قیمت‌گذاری‌های شیپور تحت تاثیر چه عواملی خواهد بود؟

بالاخره باید رقیبان را بسنجیم. قیمت‌ها را بگیریم و ببینیم برای شیپور چه قیمت‌هایی مناسب است.

  حوزه آفلاینی مانند همشهری هم بر قیمت‌های اعلامی شما تاثیرگذار خواهد بود؟

با احتساب تفاوت حوزه باید اضافه کنم که همشهری برای ثبت آگهی پول می‌گیرد، اما ما برای ثبت آگهی پولی نخواهیم گرفت. بلکه مثلا برای آوردن آگهی به رتبه نخست لیست و… پول می‌گیریم.

  نیروی کار شما به چند نفر رسیده است؟

۵۰ نفر.

  همچنان بحثی که وجود دارد این است که تا چه زمانی شیپور می‌خواهد این شیوه را ادامه دهد. بدون کسب درآمد و با صرف هزینه‌های بالا، این سوال ایجاد می‌شود که رضا اربابیان این همه هزینه را از کجا تامین می‌کند؟

در بازارهای مختلف روش درآمدزایی یا طول دوره رسیدن به درآمدزایی متفاوت است. گاه حضور در یک بازار تخصصی موجب می‌شود درآمدزایی زودتر حاصل شود، مانند کاری که «باما» در حوزه خودرو کرده. این تصمیم شخصی ما بوده که فعلا درآمدزایی نکنیم وگرنه می‌توانیم از همین امروز درآمدزایی داشته باشیم، اما فعلا به دلایلی که گفتم دست نگه داشته‌ایم و نمی‌توانم تاریخ دقیقی برای شروع درآمدزایی اعلام کنم. این استراتژی ماست. به لحاظ جذب سرمایه هم باید بگویم که از دو شرکت ایرانی و خارجی جذب سرمایه داشته‌ایم. در این میان شرکت پامگرنت (انار) سوئد مهم‌ترین سرمایه‌گذار ماست.

  این سرمایه‌گذارها تا کجا پای شیپور می‌ایستند؟

کسانی که در بازار نیازمندی‌ها سرمایه‌گذاری می‌کنند، این بازار را می‌شناسند و به‌خوبی از بلندمدت بودن برگشت سرمایه در این حوزه آگاهی دارند. سرمایه‌گذاران ما فعلا در حال‌ توسعه شرکت هستند و ما در حال حاضر بیش از ۱۲۰ میلیون تومان در ماه تنها برای حقوق پرسنل هزینه می‌کنیم، اما دید بلندمدت سرمایه‌گذاران ما این است که فعلا به درآمدزایی فکر نکنیم.

  حجم سرمایه‌گذاری انجام‌شده تاکنون در شیپور چقدر است؟

نمی‌توانم اشاره کنم.

  شیپور چه چشم‌اندازی برای خودش در نظر دارد که سرمایه‌گذارانش را هم مجاب کرده با گذشت ۴ سال همچنان برایش سرمایه‌گذاری کنند و به درآمدزایی فکر نکنند؟

ویژن اصلی ما این است که همه مردم ایران بهترین معامله را در شیپور داشته باشند؛ مثلا قیمت خوب، جنس خوب، راحت بودن معامله و… وقتی می‌گوییم مردم ایران یعنی از همه استان‌های ایران مشتری داریم و وقتی می‌گوییم می‌خواهیم همه مردم ایران از شیپور بهترین‌ها را داشته باشند یعنی می‌خواهیم در این حوزه نامبروان ایران و بهترین جا برای انجام معاملات همه مردم ایران باشیم. 

  رسیدن به این ویژن، برای چه تعداد افراد اشتغال‌زایی ایجاد می‌کند؟

برای حدود ۳۰۰ نفر.

  استارتاپ‌هایی چون «باما» یا «جاب‌اینجا» به دلیل اختصاصی کار کردن روی یک حوزه خاص، تهدیدی برای کسب‌وکار شما محسوب نمی‌شوند؟

در نیازمندی‌ها آنهایی که در یک شاخه مشخص کار می‌کنند و آنهایی که همه چیز دارند، هرکدام مزیتی ایجاد می‌کنند. البته نگرانی وجود دارد چون بازار رقابتی است، اما فکر نمی‌کنیم چون «باما» یا  «جاب‌اینجا» در بازار حضور دارد، پس شیپور قرار است از بین برود.

 

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.